تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام را در دنیای علم و معرفت باید دمید

لزوم بازنگری استراتژیک در موضع گیری ها/نقد غلبه سیاست بر فرهنگ

  • در این چند ماه اخیربه نظر می رسد که در دام افتاده ایم. دامی استراتژیک... به هوش باشیم:
  • متاسفم که موضع گیری های سیاسی به دغدغه اول برخی دوستان متعهد تبدیل شده است.
  • متاسفم که سیاسی کاری به دغدغه اول برخی سایت های احمدی نژادی و عدالت طلب و ظاهرا ولایی و حزب اللهی تبدیل شده است.(مثل رجا وجهان وعدالتخواهی وبولتن وثانیه و...)
  • متاسفم که برخی آنقدر درگیر سیاست شده اند که بحث تولید علم و مهندسی فرهنگ و عدالت طلبی واقعی در فضای علوم و دانشگاه ها را به فراموشی سپرده اند. 
  • متاسفم که سیاست بر فرهنگ و علم و دین غلبه کرده است.
  • متاسفم که برخی ازمدعیان هم،اسیر جنگ نرم دشمن شده ویادمان رفته که رسالت ما ایجاد تمدن باشکوه اسلامی وغلبه برتمدن صهیونی غرب واصلاح دین ودنیای تمام بشریت است.
  • متاسفم که ادعای پیروی ازولی فقیه هوشمندمان را داریم ولی در عمل کار خود می کنیم!
  • متاسفم که میلیلاردها دلار پول در دانشگاه های ما خرج سکولاریسم می شود و ما...!
  • متاسفم که دراسلام شناسی جدی ودشمن شناسی وغرب پژوهی و تاریخ و فلسفه لنگیم.
  • متاسفم که حوزه های علمیه را اصلامورد محاسبه قرارنمیدهیم وبودجه اندکی به آنها می دهیم.
  • متاسفم که برخی دوستان تمام وقت و فضای وبلاگ و سایتشان را سیاسی کرده اند(حتی مباحث مثبت سیاسی) و غافلند از اینکه فراماسونرها و دانشگاه های سکولار در مسیر پوزیتیویسم و سایانتیسم و علم گرایی در حال حرکتند و کسی باید به این امور هم بپردازد و آن شخص، کسی جزهمین بچه های متعهدوحزب اللهی نیست.همه چیز درسیاست خلاصه نمی شود. چرافضای غالب سایتهای تحلیلی،سیاسی است!پس رسالت فرهنگی جهانی ما..؟
  • متاسفم که دراکثر رسانه ها،دیدارهای رهبری هم،آنجایش پررنگ میشودکه سیاسی تراست!
  • سال هاست که تصمیم گرفته ام ترویج فرهنگ اسلامی و تلاش برای رسیدن به تمدن اسلامی را بر مواضع زودگذر سیاسی ارجح بدارم. در کارهای فرهنگی برای نسل جوان هم این شیوه بیشتر و بهتر جواب داده و می دهد. البته همه این حرفهایم نقد برخی مواضع است و نه نفی سیاسی بودن و هوشمندی و اطلاع داشتن را، اما نباید سیاسی کار بود و فرهنگ را فراموش کرد...
  • در این راستا ضمن معرفی سایت شفانیوز شما را به خواندن مطلبی عمیق از برخی مواضع استراتژیک فرهنگی، سیاسی، علمی رهبری در این سایت فرا می خوانم:
  • نقشه راه دانشجویان دانشگاه اسلامی از منظر پیر فرزانه طریق نجات
    آنچه در ذیل می‌آید محورهای اصلی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دانشجویان  و یا خطاب به آنان از سال 1368 الی 1388 است؛ كه پس از بررسی و پژوهش در قالب "نموداری" تنظیم شده و پوسترهای آن در این پایگاه اطلاع‌رسانی منتشر می‌شود.
    1. وظیفه دانشجویان      پوستر: [PDF، حجم: 25مگابایت]   *فایل كم‌حجم
    2. بسیج دانشجویی       پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت]   *فایل كم‌حجم
    3.توسعه‌علم،قسمت اول:   پوستر:[PDF، حجم:23مگابایت] قسمت دوم:پوستر:[PDF،23مگابایت] فایل كم‌حجم
    4. حوزه و دانشگاه         پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت]    *فایل كم‌حجم
    5. آزادی                       پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت]     *فایل كم‌حجم
    6. مدیریت تحول             پوستر: [PDF، حجم: 24مگابایت]    *فایل كم‌حجم
    منبع: سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری به نقل از شفا نیوز
  • ... و اما
  • چندسخنرانی مهم ازایشان که کمترمورددقت وتحلیل قرار گرفت،گرچه دشمن توجه داشت!
  • + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:51  توسط دانش پژوه  | 

    برای اولین بار در ایران: علوم انسانی پزشکی که مغفول بوده است....

    پژوهشکده‌ي علوم اجتماعیِ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اولین سمینار در موضوع علوم‌انسانی پزشکی را برگزار مي‌كند:  منبع خبر در سایت پژوهشگاه

    « علوم انساني پزشكي » سه‌شنبه 29/ 10/ 88 ساعت 12- 10 در این نشست، دکتر فرزاد گلی، دکتر مهدی معین زاده و دکتر علیرضا منجّمی سخنرانی و سپس در پانلی به همراه دکتر کامران سلطانی عربشاهی(استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران) به بحث خواهند پرداخت. اولین سمينار در زمینه علوم انسانی پزشکی با مباحثي چون پدیدارشناسیِ پزشکی، انسانی شدنِ پزشکی و بحران پارادایمی در طب و میان‌رشتگیِ پزشکی و علوم انسانی خواهد بود. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نظر دارد سلسله نشست‌‌هايي در زمینۀ علوم انسانیِ پزشکی با حضور پژوهشگران و متخصصان در این حوزه را، به صورت ماهانه برگزار كند. از استادان و پژوهشگران ارجمند و علاقه مندان به این حوزه برای شرکت در این سمیناردعوت می‌شود.

    آدرس: بزرگراه كردستان، خيابان 64 غربي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ، سالن اجتماعات پژوهشگاه تلفن: 3 - 88046891 تلفن روابط عمومي: 88036381

    + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:49  توسط دانش پژوه  | 

    یک نکته مهم که در تفوق فیزیکالیسم مدرن بر فرهنگ اسلامی،مورد غفلت قرار گرفته است

    وزير علوم، بايد متخصص علوم انساني باشد

    استاد ابراهيم فياض استاد حوزه و دانشگاه‌ تهران، در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با بيان اينکه کابينه احمدي‌نژاد در دولت نهم از نظر تحصيلات بسيار بالاتر از دولت‌هاي قبلي بود، اظهار داشت: در دوره نهم يک انقلاب نسلي در کابينه احمدي‌نژاد رخ داد و شاهد جايگزيني نيروهاي جواني بوديم که به جاي تعداد محدودي از گزينه‌هاي تکراري و سفارشي که فقط بين وزارتخانه‌هاي مختلف جابه‌جا مي‌شدند را گرفتند.  وي با اشاره به جابه‌جايي تعدادي خاص از وزرا، بين وزارتخانه‌هاي نيرو، نفت و... که به نوعي شائبه قحط‌الرجال ايجاد کرده بود، گفت: برخلاف اين روند، جوانگرايي احمدي‌نژاد قابل تحسين بود و براي اولين بار يک انقلابي در دولت نهم انجام شد و نسل جديدي سرکار آمد که بسياري از آنها امروز به نيروهاي با تجربه‌اي تبديل شده‌اند.
    اين استاد دانشگاه با تاکيد بر اينکه احمدي‌نژاد بايد ميزان جوانگرايي و نيز توجه به تخصص را در کابينه دهم نيز افزايش دهد، ادامه داد: کشورهاي پيشرفته جهان نيز امروز به جوانگرايي روي آورده و تلاش مي‌کنند از افراد پر تلاش و پرکار دانشگاهي استفاده کنند.
    فياض در خصوص نقاط ضعف کابينه نهم نيز گفت: در دولت نهم يک نوع ناهماهنگي بين افرادي که در گذشته مسئوليت‌هاي زيادي داشتند، ايجاد شد که با دولت نيز به شدت محافظه‌کارانه برخورد مي‌کردند و موجب عقب‌ماندگي دولت نهم شدند.  وي با بيان اينکه بسياري از وزرا از پرکاري احمدي‌نژاد در 4 سال گذشته خسته شده‌اند، خاطرنشان کرد: حضور مجدد اين افراد موجب مي‌شود که کار دولت پيش نرود و اين خستگي در بسياري از نيروهاي جوان کابينه نيز مشهود است که بايد اين گزينه‌ها نيز تغيير کنند و گزينه‌هاي جديدتر وارد کار شوند.
    اين استاد دانشگاه يکي از نقاط ضعف کابينه نهم را تئوري‌سازي دانست و اظهار داشت: کابينه جديد براي اينکه اقدامات‌ احمدي‌نژاد در 4 سال گذشته را ساختاري کند بايد تئوريک عمل کند.
    فياض با تاکيد بر پيگيري امور تئوريک در کنار اقدامات عملي در کابينه دهم، تصريح کرد: در دولت دهم نياز به بازتوليد تئوري‌ها به شدت احساس مي‌شود تا دولت‌هاي بعدي نيز بتوانند از اين تئوري‌ها استفاده کنند. وي بزرگترين مشکل دانشگاه‌ها و محيط‌هاي علمي کشور را عدم استقلال و وابستگي شديد به غرب دانست و تصريح کرد: دانشگاه‌هاي کشور اساسا ايراني نيستند و براي پيشرفت ايران اسلامي کار نمي‌کنند، متاسفانه معيار ارتقاء جايگاه اساتيد دانشگاهي، در دولت نهم نيز بدتر از دولت‌هاي قبل شد و با اينکه ما در شرايط کنوني به کتاب نياز داريم شاهد هستيم که بسياري از دانشگاه‌هاي کشور بر روي مقاله‌ها کار مي‌کنند.
    اين استاد دانشگاه با بيان اينکه نظام آموزش عالي کشور بايد دانشگاه ايراني بسازد، ادامه داد: نيازهاي ايران و آينده‌شناسي ايران در حوزه‌هاي مختلف بايد در دانشگاه‌هاي کشور بررسي شود که در اين زمينه نياز به تئوري‌هاي اساسي داريم. فياض با تاکيد بر اينکه نياز کشور به تئوري‌هاي جديد بايد در دانشگاه‌ها برطرف شود، اظهار داشت: وزير آموزش عالي آينده کشور نبايد يک فرد رياضي‌دان باشد، بلکه بايد يک متخصص علوم انساني و فردي قاطع باشد تا بتواند يک دانشگاه ايراني بسازد.
    وي در پايان با اشاره به تغييرات پي‌درپي نظام جهاني، خاطرنشان کرد: ما به جهان آينده وارد شده‌ايم و کابينه دهم بايد آينده کشور را بر اساس تغييرات موجود جهان تنظيم کند، در غير اين صورت بحران‌هاي داخلي حرکت کشور را کند خواهد کرد،‌ بنابراين کابينه دهم بايد يک کابينه برون‌نگر و درون‌نگر باشد. منبع: وبلاگ استاد فیاض

    + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:41  توسط دانش پژوه  | 

    گفت وگو با استاد شهريار زرشناس در ترسيم خط امام

     خط امامي ها و سربازان ژنرال كارل پوپر[صهیونیست یهودی]!
    اسلام مورد نظر امام خميني(ره)، ديني تمدن ساز بود. در تمدن نوعي حيات وجود دارد كه طبيعتاً داراي گونه اي تكثر نيز هست. در تمدن اسلامي فقه و تفسير و كلام و فلسفه و عرفان وجود دارد. شعر و ادب، گناهكار و رياپيشه و مقدس و نهاد و دستگاه هاي مختلف نيز هستند. اختلافات مرامي و مذهبي و حتي ديني در درون يك تمدن مي توانند وجود داشته باشند بدون آن كه به اصل، ضربه اي وارد شود. اما چنين موضعي يكسره با منطق عمومي موجود در جهان متفاوت است. امروزه ما در سراسر دنيا بيشتر شاهد رابطه مسلمين با تمدن هستيم. مسلمين به هر روي در تمدن خاص زندگي مي كنند و براي ادامه حيات تلاش مي نمايند اما اسلام بنا به ماهيت و تاريخش نمي تواند ذيل تمدني بماند بلكه آن را بنا مي كند. اين در حقيقت سرشت نظري و عملي امام (ره) بود. حال پس از 30 سال دوباره خط امام موضوعيت يافته و ما مي خواهيم بدانيم كساني كه خويش را در مسير امام مي دانند به دنبال اسلام تمدن ساز هستند يا ادامه زندگي مسلمين در تمدن جهاني را طلب مي كنند. 

      امام خميني (ره) ظهور كردند در حالي كه مبادي و مبناي نظري تازه اي را به همراه داشتند. اين مباني مي بايست به دستگاه فكري و اجرايي تبديل مي شد زيرا با نظريه هاي جا افتاده و موجود كه طبيعتاً مدرن و غربي بودند زاويه داشت. مي دانيم كه بر ساختن يك سيستم نظري و عملي جديد بسيار دشوار است و حال پس از 30 سال مي خواهيم بدانيم چقدر به صدر انقلاب نزديك هستيم. براي شروع بفرماييد سنگ بناي نظرگاه امام چه بود؟ 
      شاخص ترين ويژگي امام (ره) همان چيزي بود كه مرحوم فرديد زماني گفت. وي معتقد بود دو نفر در ايران از غربزدگي عبور كرده اند البته من آن حرف را دربست نمي پذيرم. اما نقطه خوبي براي شروع به فكر كردن در مورد امام (ره) است. به نظر فرديد تنها خودش در نظر و امام خميني (ره) در عمل از غربزدگي عبور كرده بودند. امام (ره) با يك نوع دل آگاهي، مدرنيته و غربزدگي را پشت سر گذاشت و نسبتي برقرار كرد كه به حداكثر استغنا از آنها رسيد. ما در فضاي مدرنيته جهاني و شبه مدرنيته ايراني نفس مي كشيم و در مراتب وجودي خود يعني در نظر، فعل و حتي انفعالات نفساني و عاطفي كم و بيش از آن متاثر هستيم. در اينجا لازم است اضافه كنم كه ايشان در حوزه نظر نيز در درون يك روش تربيتي حوزوي رشد كردند و استقلال نظري داشتند. 
      بعضي ايشان را مدرن و گروهي وي را سنتي مي دانند. اما به نظر مي رسد شخصيت امام (ره) در هيچ يك از اين قالب ها نگنجد... 
      در اينجا بايد از آن دوگانه رايج تقابل سنت و مدرنيته رد شد و دوگانه دين و مدرنيته را در نظر آورد. سنت هاي درون تمدن اسلامي لزوماً اسلامي نيستند. گاه حتي ضد دين اند. مثل سنت هاي محدود كننده و ظالمانه عليه حقوق زنان. از اين گذشته، گفتمان اسلامي و سنتي ما غير سياسي بود. حوزه ها لااقل قبل از 15 خرداد حضور كمرنگي داشتند. زيرا روحانيت همواره سركوب مي شد و مجال اعتراض نمي يافت. اما با امام (ره) نظريه ولايت فقيه دوباره احيا شد. به اين معنا وي فراتر از جلوه هاي معمولي اسلام سنتي بودند. 
      در اين شرايط به نظر مي رسد بهتر است به جاي بررسي قالبي و تحويل بردن وي به چارچوب هاي قديمي سنت يا مدرنيته، با برشمردن رئوس ويژگي ها به يك نوع بازنگري دست بزنيم؟ 
      ايشان اولاً نافي سكولاريسم بودند و سياست را از متن دين برمي داشتند. شاخص دوم، تئوري حكومت ديني به صورت ولايت فقيه است. مسئله سوم استكبارستيزي ايشان بود. امام به استقلال نظري و عملي توجه ويژه اي داشتند. اين در شرايطي بود كه تاريخ معاصر، تاريخ سيطره غربزدگي شبه مدرن بود. چهارمين موضوع كه عدالت محوري و ضديت با سرمايه داري به عنوان مصداق عدالت ستيزي بود توجه داشته باشيم كه شهيد مطهري در كتاب اقتصاد اسلامي تذكر مي دهد سرمايه داري معاصر با سرمايه داري سنتي كه تاجران قديمي بر آن اهتمام داشتند بسيار متفاوت است. اواسط دوران ناصرالدين شاه سرمايه داري وابسته به استعمار غربي آغاز شد. در حقيقت از ابتدا تا انقلاب سفيد سرمايه داري وابسته و شبه مدرن، هر روز فربه تر مي شد. از خصايص آن وابستگي به غرب، دلال صفتي، انگلي بودن و عدالت ستيزي و غارتگري بود كه همه توسط امام طرد شدند. شاخص ديگر اين بود كه ايشان به صورت مبنايي مدرنيته را نفي مي كردند. نه به معني درگيري با اجزا و بلكه به معني كنار گذاشت سرشت اومانيستي زندگي جديد. اسلام و اومانيسم در مبنايي ترين درگيري خود بر دو اصل متناقض پاي مي فشارند. اسلام كمال انسان را بندگي مي داند. در مقابل اومانيسم حيثيت آدمي را در طغيان عليه خداوند فرض مي كند. لذا امام(ره) مايل بودند يك تمدن جايگزين بسازند. سرمايه داري صورت اجتماعي تمدن مدرن بود و ايشان در پي افكندن پايه هاي تمدني بود كه صورت ديگري داشته باشد البته بر ساختن تمدن همواره يك پروسه چند قرني بوده و ممكن است در اينجا نيز به طول انجامد. همچنين ايشان نظم جهاني را برنمي تابيدند و اصلاً آمده بودند تا ساختار جهاني را تغيير دهند. آن را نظام جهاني سلطه مي ناميدند و عليه آن مي شوريدند. ويژگي ديگر ايشان موضع فعالانه و حتي گاه تهاجمي وي به سلطه غربي بود. نگراني و ترس در خود راه نمي دادند و يك تنه مي ايستادند. اين خصوصيت در ميان دولتمردان امروز فقط در احمدي نژاد ديده مي شود. او كه در كلمبيا و ژنو هولوكاست را زير سوال برد. چون اصل مظلوميت صهيونيست ها در كنار اصل دموكراسي و اصل عقلانيت مدرن از جمله مقدسات و خط قرمزهاي غربي را تا جايي كه اگر چيزي درباره آن بگوييد مجرم شناخته شده و به بيش از حداقل 3 سال زندان محكوم مي شويد. حال آنكه نوشتن كتاب و مقاله عليه عقل مدرن پيگرد حقوقي ندارد. مي بينيم كه اصل مظلوميت هميشگي صهيونيست ها مقدس ترين چيزهاست! به گمان من اين شاخص ها، سنجه هايي هستند كه مي توان خط امام و پيروان واقعي را با آن تشخيص داد و خدمت و خيانت را روشن كرد. 
      حال وقت آن فرارسيده كه گروه هاي موسوم به خط امام (ره) را تشريح كنيم؟ 
      كساني كه در زمان حيات امام (ره) يعني از 60 تا 68 خود را خط امامي مي ناميدند چند دسته بودند. يك عده با گرايش هاي روشنفكري و سكولارهاي پنهان كه پشت شعارهاي راديكال امام مخفي مي شدند. آنها را كه دوستي «چپ هاي شرمگين» ناميده است، امروز در قامت مدافع برترين اشكال ليبراليسم مي توان ديد. اينها راست ترين راست هايي هستند (راست به معني جهاني كلمه) كه زماني چپ نمايي مي كردند. 
      بخش ديگر حزب الهي هاي اصيلي بودند كه هنوز اصالت خود را حفظ كرده اند. آنها به تمامي رئوس كه قبلاً اشاره كردم وفادار بوده و هستند. گاه آنها را در هيات راست مي بينيد ولي نبايد با ليبرال ها خلط شوند. راست، كسي است كه نظام جهاني سلطه را با خوشنودي پذيرفته است. مثلاً «پوپر» را مي توان راست ناميد. او كه امريكا و ليبراليسم را نه تنها بهترين نظام جهان بلكه عادلانه ترين (اين عبارت عادل ديگر عجيب است) نظام در تاريخ مي داند. وي صراحتاً از لزوم نابودي جهان سوم حرف مي زند. درسال هاي 2ـ1991 در مصاحبه اي با اشپيگل كه در آدينه ترجمه و چاپ شد از نسل كشي صرب ها در بالكان دفاع كرد و گفت: ملت هاي متمدن حق دارند با تانك و موشك مردم غيرمتمدن را نابود كنند. طوري كه شهيد آويني مقاله اي تحت عنوان «ژنرال پوپر» نوشت تا نشان دهد او ديگر نه در قباي فيلسوف بلكه در يونيفورم يك فرمانده نظامي سخن مي گويد. 
      رويكرد ديگر به شخصيت هاي اجرايي و سياسي برمي گردد كه آنها نيز در زمان حيات امام (ره) گوش فلك را كر مي كردند ولي امروزه كاملاً خواهان جذب شدن در سياست هاي جهاني هستند. اينها با دولت عدالت محور مخالف اند. مدافع تكنوكراسي هستند و نه تنها به لحاظ نظري به تئوري هاي سرمايه داران درغلتيدند بلكه اساساً خودشان تبديل به سرمايه دار شدند. 
      دو گروه اول و دوم مروجين نئوليبرالي هستند و مايلند سياست هاي خود را مطابق با بانك جهاني پيش ببرند. اين دو گروه كه تحت عنوان تعامل با جهان، جذب جريان سلطه شدند چگونه مي توانند خويش را خط امامي بنامند. وقتي كه در حلقه كيان و مجله زن روز و كيهان فرهنگي آن دوره بعدها روزنامه هاي ديگر (مثل نشاط) آشكارا حتي به اسلام توهين مي كردند. اين افراد از توسعه حتي به قيمت فشار مضاعف بر مردم حمايت مي نمودند. يك بار در جلسه آنها گفته شده بود ممكن است مردم اعتراض كنند، يكي از آقايان درآمده بود كه ايرادي ندارد، باتوم و سپر مي خريم. با كمال تعجب، باور داشتند اگر جامعه فشار را در يك دوره تحمل كند و ما توسعه بيابيم همه چيز حل و فصل مي شود در حالي كه تجربه توسعه هاي ليبرالي در جهان نشان داده لزوماً اين طور نيست و همواره طبقه محروم باقي مي ماند. آرژانتين و مكزيك و حتي فرانسه با اعتراض هايي گاه و بي گاه نشان داده اند كه منطق عريان و خشن ليبرالي نتيجه دلخواه را نمي دهد. آنها در 16 سال دوره خود علناً عدالت را قرباني كردند. 
      با توجه به توضيحاتي كه فرموديد، چرا بار ديگر نام حضرت امام را به ميان آورده اند؟ 
      جناح تكنوكرات و ليبرال ايران در 16 سال حكومت خود تلاش كردند فضا را به گونه اي تغيير دهند كه از امام(ره) عبور كنند. اما روي كار آمدن دولت عدالت محور نشان داد هنوز آرمان هاي صدر انقلاب در اعماق جامعه حضور دارد. هر چند كانون هاي سرمايه داري پشت ايشان هستند. خودشان سرمايه دارند و با تئوري هاي سرمايه داري به ميدان آمده اند اما مايلند از تابلو خط امام دوباره استفاده كنند.  منبع: عليرضا سميعي، وبلاگ اندیشه های شهریار زرشناس

    + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:32  توسط دانش پژوه  | 

    توسعه علمی و جنبش نرم افزاری

    جنبش نرم افزاری هر چند از لحاظ صورت ترکیبی بدیع به نظر می رسد اما از لحاظ محتوا و هدف تباری دیرینه دارد. جنبش نرم افزاری را می توان بطور عام با هر حرکت و تلاشی که در جهت تولید علم و دانش و نیز پیشبرد اهداف تمدنی نظام بشری در طول تاریخ صورت پذیرفته است مرتبط و هم راستا دانست. جنبش نرم افزاری از آنجا که یک جنبش است در رهیافت کلی خویش معطوف به پویایی و تحرک است و همین امر آن را با روند طبیعی رشد و توسعه تمدن و جوامع بشری همراه و همگام می سازد.

     اين نكته از دير باز مورد توجه بوده است كه جوامع بشري همواره دستخوش تغيير و تحول بوده اند. از همين رو فرق بين جوامع ايستا (static) و پويا (dynamic) از نوع درجه خاصي است. بدين معني كه در عين حال كه دگرگوني در بعضي جوامع و در برخي از دوره ها سريعتر است با اینحال همه جوامع در حال دگرگوني مستمر هستند. (1) جامعه هاي پر تغيير اصطلاحاً «جامعه پويا» يا «جامعه متغير» و جامعه هاي بسيار كم تغيير، «جامعه ايستا» يا «جامعه ساكن» ناميده مي شوند. (2) جامعه ما از دیرباز جامعه ای پویا و متحرک بوده است و رمز ماندگاری و تاثیر گزاری آن در سیر تمدن بشری را نیز باید همین پویایی و تحرک فراوان آن در جهت کسب علم و معارف در زمینه های گوناگون در دوره های مختلف بخصوص دوران طلایی تمدن ایرانی- اسلامی دانست. در دوران طلایی تمدن ایرانی – اسلامی بخصوص در قرون چهارم و پنجم هجری ما شاهد تحقق نوعی جنبش نرم افزاری در عرصه های گوناگون علم و دانش در این پهنه سرزمینی بودیم.  بقیه را در ادامه همین مطلب ببینید:


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:19  توسط دانش پژوه  | 

    معرفی کتابی عالی درباره مبانی و موانع و راهکارهای نهضت نرم افزاری

    کتاب نهضت نرم­ افزارى از نگاه حضرت امام خمینی(قدس سره الشریف)

    مجموعه حاضر با عنوان «نهضت توليد علم از ديدگاه امام خميني (رضوان الله تعالي عليه)» نخستين اثراز مجموعه پژوهش­هاي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم درعرصه جنبش نرم­افزاري وتوسعه علوم اسلامي مي­باشد كه به منظور آشنايي با انديشه­هاي معمار كبير انقلاب اسلامي در مورد مؤلفه­هاي عام انقلاب فرهنگي وتوليد علم تدوين گرديده است.

    اينك پس از گذشت يك ربع قرن از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و روشن شدن خلأهاي تئوريك در زمينه­هاي فرهنگي و علمي براي پاسخگويي به نيازمنديهاي جامعه اسلامي، جهان اسلام و در افقي بالاتر نيازمنديهاي كل دنياي بشريت، جامه فرهيخته كشور در پي دعوت رهبر فرزانه انقلاب با ظرفيت جديدي در عرصه توليد علم و انديشه روبروست و خود را مخاطب اين پيام دانسته و وارد اين عرصه مهم و سرنوشت ساز گرديده است، بسيار بجاست كه آغاز راه با آشنايي با تفكرات و نظراتمؤسس و بنيانگذار اين نهضت مقدس باشد. بدون شك جايگاه عظيم و رفيع حضرت امام (ره) چه در عرصه حيات علمي و ايماني و چه در عرصه حيات سياسي، نظرات و انديشه­هاي ايشان رد افقي بسيار بالا و در موضعي راهبردي و استراتژيك قرار مي­دهد و آشنايي و بكار بستن نظرات آن پير روشن ضمير ما را در شناخت درست راه و انتخاب اساسي و اصولي و مصون ماندن از خطا و به بيراهه رفتن براي دستيابي به آرمانهاي بلند آن رهبر بزرگ و انقلاب اسلامي ياري مي­رساند. در اين مجموعه تلاش گرديده است انديشه امام راحل (ره) در يك نظام منسجم و منطبق با اصول انديشه­هاي آن امام بزرگوار گردآوري و تحليل شود. اين مجموعه در سه بخش و هفت تنظيم گرديده است.

    بخش اول: بررسي مؤلفه­هاي عام نهضت توليد علم

    اين بخش شامل 3 فصل مي­باشد:

    فصل اول: تعريف، ضرورت و هدف توليد علم

    امام راحل در خصوص ايجاد افقهاي جديد در عرصه انديشه و نوآوري در مجموعه اطلاعات وعلوم مرتبط با حوزه مديريت نظام اسلامي، به معناي نرم­افزاري و همچنين نهضت نرم­افزاري تصريحاتي فراواني دارند و در باب ضرورت احياي نهضت توليد علم ديني هم ضرورت اين امور را نه تنها در سطح جغرافيايي و سياسي ملي بلكه براي جهان اسلام و بلكه دنياي بشريت مطرح مي­كنند تا در سايه آن الگوهاي اراده سالم جامعه انساني طراحي گردد.  بر اين اساس«ساخت تمدن اسلامي» و ايجاد الگوي اداره تمدن اسلامي دو هدف اصلي نهضت توليد علم از نگاه امام راحل مي­باشد.

    فصل دوم: مباني نهضت توليد و توسعه علم

    در اين فصل دو مبناي «دين شناختي» و «معرفت شناختي» به عنوان دو مبناي اساسي در شناخت نهضت توليد علم در كلمات امام راحل (ره) بررسي مي­گردد.  در نگاه حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) خاتميت اسلام، جامعيت دين، قدرت سرپرذستي انسان و جامعه در تمامي ابعاد و شؤون، سرپرستي دنيا و آخرت در جهت سعادت انسان، تعارض الگوهاي ديني با نظامهاي مادي و مجهز بودن اسلام به سامانه خاصي از سرپرستي، به عنوان ويژگيهاي اصلي اسلام به شمار مي­روند.  اين بررسي به ما نشان مي­دهد كه نگاه امام به دين يك نگاه حداكثري بوده كه معتقد است دين قدرت سرپرستي انسان و جامعه در تمامي ابعاد و شئون داراست و از بيان هيچ حكمي فروگذار نكرده است و ضمن رد مكاتب مادي سرپرستي دين فردي و اجتماعي كه منجر به نور هدايت و سعادت شود تنها بوسيله اسلام قابل تحقق مي­داند.

    اما در باب معرفت شناسي، در بررسي بيانات و مكتوبات امام راحل (ره) به خوبي روشن مي­شد كه نظر ايشان به علم، مطلق نيست و همه علوم را به طور مطلق مطلوب نمي­دانند و با تقسيم بندي علم به «خوب و بد» برخي علوم را استكباري مي­دانند و در قضاوت نسبت به علم، همگان را به اين مورد توجه مي­دهند كه علم در دست چه كسي از كجا، براي چه كاربردي، يا چه معيار شناختي و با چه نگاهي به طبيعت، توليد، توزيع يا مصرف مي­شود. در ديدگاه حضرت امام (ره) علمي مطلوب است كه داراي ويژگيهايي از قبيل عدم تعارض با دين، عدم ايجاد وابستگي، همراهي با اخلاق و معنويت، مهار علم براي توسعه توحيد و معنويت باشد و مضافاً بر اينكه در ديدگاه امام (ره) جهانبيني حاكم بر ماهيت علم تأثير مستقيم دارد.  بر اساس اين نگرش ايجاد آن دسته از رشته­هاي علمي و تئوريهاي جديد مطلوب است كه در نهايت در خدمت توسعه كلمه توحيد در جامعه باشد و آنچه سمت و سوي پيدايش، تغيير و تكامل علوم را مشخص مي­كند چيزي جز ديننيست.

    فصل سوم: گستره نهضت توليد علم

    از آنجا كه دين پاسخگوي تمام نيازهاي فردي و اجتماعي است و تمام عرصه­ها و شئون فردي و اجتماعي را پوشش مي­دهد، طبعاً گستره اين نهضت علمي نمي­تواند كمتر از حوزه نيازمنديها باشد زيرا علم ابزار رفع نياز و ساماندهي نظام نيازها و ارضائات محسوب مي­شود.  حوزه و دانشگاه متكفل توليد معارف وعلوم لازم براي سرپرستي جامعه اند. لذا براي رسيدن به اهداف نهضت علمي ؟؟ خلأهاي موجود لزوم كاوش، باز توليد و پژوهش گسترده در جهت توسعه و تكمل اطلاعات و معارف اين دو نهاد ضرورت مضاعف پيدا مي­كند. از منظر امام (ره) اجتهاد مصطلح كافي نبوده و ضمن حفظ سبك اجتنهاد سنتي و جواهري با دخالت دادن دو عنصر زمان و مكان پويايي و روزآمدي فقه حفظ شود و ؟؟ و اجتهاد جنبه عيني وعملي يابد و حضور اجتماعي پيدا كند و پاسخگوي نيازهاي حال و آينده بشريت باشد كه اين خود ضرورت تكامل روش اجتهاد و استنباط احكام اجتماعي و حكومتي را مي­طلبد.

    در كنار تكامل روش اجتهاد، (حكم شناسي)، اصلاح روش موضوع شناسي نيز مي­تواند از موضوعات جدي در نهضت نرم­افزاري باشد كه اين امر گستره اين خيزش علمي را بيشتر مي­كند از همين رو حضرت امام بر جنبه علمي پيدا كردن فقه و پياده شدن اصول حكم فقه در عمل فرد و جامعه و حضور همه جانبه روحانيت در صحنه­هاي اجتماعي و شناخت روابط حاكم بر دنيا و دارا بودن ديد سياسي و شناخت صحيح حكومت وجامعه و تغيير و تحولات نظام نيازمنديهاي جامعه تأكيد مي­نمايند. بديهي است كه اين نگاه كه حكمت را فلسفه عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت ؟؟ را تئوري واقعي و كامل اراده انسان و اجتماع از گهواره تا گور مي­داند. با علوم اجتماعي سكولار كه دين را از حصنه حيات فردي و اجتماعي جدا مي­كند بسيار متفاوت است و لزوم هماهنگي حكم شناسي با موضوع شناسي را بر اساس و محوريت دين اثبات مي­نمايد و ولايت اجتماعي بدون شناخت موضوعا كلان از زاويه دين ممكن نخواهد بود و در غير اين صورت تنظيمات كلان اجتماعي عرصه را بر دين تنگ خواهد كرد و به گوشه انزوا خواهد برد.

    بخش دوم: برنامه نهضت نرم­افزاري

    در بخش دوم، برنامه نهضت نرم­افزاري از نگاه امام راحل در غالب دو عنوان، «موانع و راهكارهاي توليد علم» بررسي گرديده است.

    فصل اول:موانع نهضت نرم­افزاري و توسعه علمي

    در غرب زدگي: در باب موانع موارد زير به عنوان موانع اساسي توليد علم از نگاه امام راحل (ره) طرح گرديده است:  نظام سلطه ماي كه فرهنگ ديني و مذهبي را مانع تسلط و سيطره خود مي­داند، در جهت يكسان­سازي فرهنگها و منطبق كردن با فرهنگ خود فرهنگ ملتها و خصوصاً مذهبي را شديداً مورد حمله قرار مي­دهد و با بكارگيري ظرافتهاي خاص و ارايه الگوهاي نوين زندگي در قالب مدلهاي توسعه در بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و توليد مفاهيم علمي و تخصصي آن نوع زندگي ديگر جوامع را با الگوهاي حاكم بر تمدن غرب هماهنگ مي­كند. در جامعه خود امروز شاهد نوع زندگي بر اساس آينده­اي از سنت و مدرنيته هستيم و در بسياري از موارد فرهنگ اصيل ملي و اسلامي به فراموشي سپرده شده است.

    پذيرش الگوي زندگي غربي همراه با نوعي دلبستگي به اين نوع از زندگي و تمدن باعث غفلت از لايه­هاي باطني اين تمدن و بي توجهي به فرهنگ غني اسلام گرديدهاست. تمدني كه با تنظيمات كلان بر اساس خواست انساني و رأي اكثريت جايي براي دخالت مفاهيم قدسي و دخالت دين در تعيين بايد­ها و نبايدهاي رفتار فردي و اجتماعي نگذاشته است. در اين بستر بخش تخصصي و علمي جامعه نيز به دنبال بدست آوردن استانداردهاي زندگي غربي بر اساس روشهاي علمي و وارداتي مي­باشد باقي ماندن اين تعلق روحي و ميل عمومي براي جامعه ما خطرناك و مانع بزرگي براي شروع و همگاني شدن نهضت نرم­افزاري محسوب مي­شود.

    2 ـ وابستگي تمام عيار: گمان عمومي تقليد از الگوهاي منجر به وابستگي در همه ابعاد جامعه مي­شد. در اين بستر همان نيازها از غرب تأمين و يا به توليدات بومي نيز رنگ و لعاب غربي زده مي­شود.  مهمترين جلوه وابستگي، وابستگي فكري كه وابستگي­هاي ديگر را به دنبال خواهد داشت. از جمله وابستگي فرهنگي كه هويت جامعه را از درون تهي ساخته و وابستگي در ابعاد سياسي و اقتصادي را نيز به دنبال خواهد داشت.  نتيجه قهري وابستگي فكري و فرهنگي چيزي جز ارتزاق علمي از غرب نخواهد بود كه به مصرف زدگي در عرصه­هاي مختلف منجر خواهد شد و توده مردم و نخبگان جامعه مصرف كننده محصولات متنوع غربي خواهند بود كه آن نيز بر شدت و ابستگي جامعه خواهد افزود وابستگي فكري، فرهنگي، علمي و مصرف زدگي ناشي از آنها كه تماماً محصول روند غرب زدگي است. از موانع مهم نهضت توليد علم مي­باشد.

    3 ـ وجود كاستي در حوزه معرفت شناسي : همانگونه كه در بخش مباني نيز اشاره گرديد نگرش­هاي دين حداقلي و علوم شناخت ابعاد و گستره دين و ارايه تصويرهاي ناقص و ناكارآمد از اسلام و بالاخره درك ناصحيح از رابطه علم و دين و حاكم نداستن جهت خاصي بر علم و واگذاري آن به انديشه بشري كه بشر نيز آن را توليد كرده و در حال ترقي مي­باشد و تفكر جدايي دين از سياست و انحصار فقاهت به احكام فردي وعبادي وعدم دخالت روحانيت در امر سياست و حكومت، همگي از موانع بزرگ در راه تحقق نهضت نرم­افزاري و توليد و توسعه علم به شمار مي­روند.

    فصل دوم: راهكارهاي تحقق نهضت نرم­افزاري و توسعه علمي

    در باب راهكارهاي توليد علم هم راهكارهاي زير در كلام امام طرح گرديده اند:

    1 ـ آشناسازي جامعه با جلوه­هاي مختلف فرهنگ و تمدن غرب: اولين گام مهم در راستاي تحقق نهضت نرم­افزاري و توليد عم آشناسازي جامعه با جلوه­هاي مختلف غرب، معرفي فرهنگ استعماري و نقد علوم، مفاهيم و مدلهاي عربي است تا جامعه متوجه ابعاد مخرب الگوهاي غربي و عدم سازگاري با زندگي ايمان شود. در اين فصل حاكميت مباني و اهداف ماديي بر فرهنگ تمدن غرب و بالطبع ارايه راهكارها و الگوهاي مادي و همچنين شناخت راههاي پيچيده و پيشرفته نفوذ آن به تفصيل بررسي مي­گردد:   اين شناخت باعث موضع گيري جامعه ايماني در برابر الگوهاي وارداتي و ايجاد عزم همگاني براي توليد معارف ديني جديد براي اداره اسلامي جامعه خواهد شد.

    2ـ لزوم شناخت همه جانبه اسلام و معرفي صحيح آن : ارايه طرحها و روشهاي سازنده متناسب با اهداف انقلاب و جايگزيني آنها به جاي راهكارها و الگوهاي غربي مستلزم شناخت عميق و همه جانبه تمامي ابعاد اسلام مي­باشد. مجموعه معارف فعلي ما پاسخگوي اين سطح از انتظارات و پاسخگويي به تمامي نيازهاي فردي و اجتماعي نمي­باشد لذا براي رسيدن به اين مهم بايد معارف ديني موجود به صورت متعبدانه و قاعده مند گسترش يافته و پاسخگوي به آن نيازها باشد و آحاد جامعه با ابعاد مختلف و تأثيرگذار اسلام آشنا شود.

    3ـ ايجاد احساس مسئوليت در سطح عام و خاص: تحقق اين امر مهم جز از طريق به كارگيري تمام امكانات و ظرفيتها در بستر يك خواست عمومي در سطح جامعه و نخبگان علمي ممكن نيست. اين حركت عمومي با ايجاد احساس مسئوليت، بر انگيختن، حساسيت اجتماعي و تبديل اين هدف به ميل و خواست همگاني ممكن و ميسور است و بسيج همه ظرفيتهاي جامعه راه نيازمند است.  لذا حضرت امام در بياناتشان سعي در تلخ جلوه دادن وابستگي در ذائقه ملت و ايجاد بيداري عمومي و روحيه احساس مسئوليت در تمامي آحاد جامعه داشته اندو با پرهيز دادن از روحيه بي تفاوتي جامعه را به گذشته درخشان خود و سعي در رسيدن به خود كفايي و اهداف بلند تشويق مي­نموده اند. اين احساس مسئوليت باعث ايجاد مشاركت در توسعه نظام و توجه به آسيبها و شكل گيري ميل و اراده همگاني براي رسيدن به مطلوب مي­شود.

    4 ـ تلاش براي جايگزيني فرهنگ توليد به جاي فرهگ مصرف در سطح عمومي و تخصصي: رواج رويحه مصرف زدگي علاوه بر تأثيرگذاري در سطح فرهنگ عمومي و روابط و آداب و رسوم غربي و ميل به مصرف محصولات تجملي، در سطوح فرهنگي تخصص نيز نفوذ كرده و نخبگان جامعه را در حد مترجم يا مصرف كننده محصولات علوم و الگوهاي مادي تنزل مي­دهد و علاوه بر محروم جامعه اسلامي از فرهنگ انسان ساز و هدايت كننده اسلام، حضرت امام با حساسيت فراوان نسبت به اين مسئله در فرازهاي فراوان، جامعه را به نفي وابستگي در ابعاد مختلف و كسب خودكفايي دعوت مي­نمايند. تقويت روحيه اميد و ملت را به خود باوري، توكل به خدا، اتكا به ذهن و باور به داشته­ها و ظرفيت­هاي خودي توجه مي­دهند.   همچنين در اين راستا حضرت امام به تشويق و حمايتهاي مادي و معنوي از كسانيكه شجاعت مبارزه با جهل وناداني را داشته و شهامت ورود به عرصه توليدعلم و نظريه پردازي را دارند تأكيد نموده و به بكارگيري نيروهاي مؤمن و با تعهد كه در صحنه­هاي سرنوشت ساز كشور امتحان خود را پس داده­اند سفارش مي­نمايند.

    5ـ تكيه بر مؤلفه­هاي ديني و انگيزه­هاي ايماني: از نكات بسيار مهم و راهگشا در تحقق نهضت نرم­افزاري و توليد علم همانا استفاده از تجربه انقلاب اسلامي در بعد سياسي و موفقيت در عرصه آزمون دشوار دفاع مقدس است. عوامل موفقيت ما در اين مقاطع تكيه بر مؤلفه­هاي ديني و انگيزه­هاي ايماني جامه بود و حضرت امام (ره) با توكل بر خداي متعال و اعتماد بر مردم و بدون اتكاء به شرق وغرب و ياري جستن از روشهاي رايج زمان توانستند مديريت انگيزه­هاي مردمي را بر اساس باورهاي دين و مفاهيمي همچون محرم وعاشورا و فرهنگ ايثار و شهادت بدون وعده و وعيدهاي مادي بر عهده گرفته و پيروزي انقلاب اسلامي را تضمين از آزمون بزرگ جنگ سربلند و پيروز خارج شوند.   انقلاب فرهنگي و تحقق آن بدون تكيه بر حركت جهادي عرصه علمي ممكن نخواهد بود و اگر مردم احساس كنند كه حركت آنها نوعي جهاد با دشمن محسوب مي­شود و دشمن از سنگر علم و الگوهاي توسعه اجتماعي به مبارزه با مفاهيم قدسي و الهي پرداخته است در اين جهاد علمي و باز پس گرفتن سنگرهاي كليدي از درشمن درنگ نخواهند كرد.

    بخش سوم: «حاملان و مخاطبان» نهضت نرم­افزاري و توسعه علمي

    در مباحث گذشته به خوبي روشن گرديده است كه مجموعه معارف و اطلاعات موجود در جامعه براي نيل به اهداف تعريف شده توسعه الهي نظام و رفع خلأهاي جامعه كافي نمي­باشد. ما از يك سو نيازمند فهم حداكثري از دين و شناخت باعاد و لايه­هاي تازه و عميق­تر از دين و از سويي ديگر محتاج توليد علوم، نظريه­هاي كاربردي و الگوهاي عملي برگرفته از مباين معرفت الهي هستيم. بنابراين مخاطبان خاص نهضت نرم­افزاري و توليد و توسعه علمي دو نهاد فرهنگ ساز و توليد كننده معارف و اطلاعات مورد نياز جامعه يعني حوزه و دانشگاه مي­باشند. در كنار آن دو نهاد حكومت نيز مسئول تعريف نظام نيازمنديهاي جامعه و عوامل آسيب رسان تهديد كننده نظام اجتماعي براي نهادهاي حوزه و دانشگاه با هدف چاره­انديشي توسط آنان و نيز ساماندهي ظرفيتهاي اجتماعي و ايجاد بستر لازم و انجام پشتيباني و تأمين امكانات و مقدورات براي تحقق اين مهم مي­باشد.

    در اين بخش جايگاه و اهميت هر يك از اين نهادها در نظام اجتماعي ديدگاه حضرت امام نسبت به هر يك از نهادهاي حكومت، حوزه و دانشگاه و وظايف مهمي كه بر عهده دارند و مطالباتي را كه حضرت معظم له از هر كدام از اين نهادها براي پاسخگويي به مشكلات اجتماعي و ساختاري جامعه و تعامل هميشگي اين نهادها در راستاي برنامه­ريزي بر اساس ارزشها داشته اندبه تفصيل ذكر گرديده است.  در اين پژوهش حدوداً 270 مورد مستند از فرمايشات و مكتوبات حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) ذكر گرديده است و سعي گرديده است كه چارچوب بحث بر اساس مكتب فكري تئوريسين بزرگ انقلاب اسلامي ارايه شود و تمام مباحث به بيانات ومكتوبات آن بزرگوار استناد داده شود.منبع:سایت دانایی،دفترتبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم 

    + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:13  توسط دانش پژوه  | 

    معرفی کتاب بسیارعالی در باب نهضت نرم افزاری وتولید علم

    نهضت نرم­ افزارى از نگاه مقام معظم رهبرى (مدظله العالی)

    محققين: حجه الاسلام مصطفي جمالي ـ علي اصغر كوثري ـ مهدي قربان زاده / کتاب «نهضت نرم­افزاري از نگاه مقام معظم رهبري (مدظله)» دومين پژوهش از مجموعه پژوهشهاي محور ادبيات جنبش نرم­ افزاري مي باشد كه توسط جمعي از محقين دفتر تبليغات اسلامي نگارش يافته است. اين پژوهش در سه بخش زير صورت گرفته است.

    بخش اول: محتواى نهضت نرم­افزارى

    در فصل اول اين بخش مفهوم، ضرورت و اهداف نهضت نرم­افزاري در كلام مقام معظم رهبري بررسي شده است و اين نتيجه حاصل گرديده است كه منظور ايشان از نرم­افزاري معطوف به «طرح و مفاهيم اداره و تئوريهاي جديد در علوم حوزوي، علوم پايه، علوم انساني و تجربي» است و توليد هم به مبناي ايجاد افق ها و راه هاي جديدي در مجموعه علوم و شكستن مرزهاي علوم موجود مي باشد. ولي نكته قابل توجه در طرح مسئله نهضت نرم­افزاري توجه به واژه نهضت مي باشد چرا كه منظور از نهضت اشاره به اين نكته مهم است كه براي رسيدن به اهداف نهضت نرم­افزاري تنها نبايد به فرهنگ تخصصي توجه كرد وتمام برنامه ريزي ها و بسترهاي لازم را در اين حوزه فرهنگ ديد بلكه بايد علاوه بر حوزة فرهنگ تخصصي، بايد اين ارزش تبديل به يك فرهنگ عمومي و فراگير شود به اين معنا كه خواست و اراده عمومي يك ملت جهت توليد علم تقويت شود. در باب ضرورت اين نهضت علمي هم توجه به خلأهاي موجود در در سطح ملي، منطقه اي و جهاني لازم مي باشد. يعني توجه به خلأ الگوي اداره نظام اسلامي در سطح ملي و منطقه اي و جهان اسلام و خلأ  در سراسر جهان، ضرورت تحقق چنينن نهضت علمي را ايجاب مي نمايد. در باب اهداف نهضت نرم­افزاري به سه هدف محوري مهم در فرمايشات مقام معظم رهبري اشاره شده است:

     الف) ساخت تمدن اسلامي

    ب) ارايه الگوهاي اداره اسلامي

     ج) حفظ عزت اسلامي

    در فصل دوم مباني نهضت نرم­افزاري طرح گرديده است و از ميان مباني تنها دو مبناي تأثيرگذاري، دين شناسي و معرفت شناسي بررسي شده است. در بحث دين شناسي ابتد بيان شده كه در اعتقاد فقهاء شيعه اسلام، دين براي تمام بشريت تا انتهاي تاريخ است و لازمة اي خاتميت، جامعيت و كامل بودن دين اسلام است و لذا بر خلاف نگاه سكولاريسمي به غرب بر اساس نگاه امام راحل و مقام معظم رهبري اسلام ادعا مي كند اركان بناي يك نظام اجتماعي را در اختيار دارد. لازمه اين نگاه حداكثري به دين اين است كه بايد سيستمي جامع بر اساس آموزه هاي دين اسلام طراحي شود تا بر اساس آن بتوان تمامي ابعاد زندگي فردي و اجتماعي را سرپرستي كرد و لازمه اين طراحي در قدم اول توليد علم در تمامي حوزه ها و تكامل فقه و فقاهت در راستاي ساخت تمدن اسلامي و نرم افزارهاي مورد نياز آن مي باشد.   در بحث معرفت شناسي بيان شده كه نگاه رهبر معظم انقلاب به علم، يك نگاه تجريدي نيت بلكه ايشان معتقدند كه ارزش يك علم بستگي به اين دارد كه در اختيار كلام مديريت و حكومت باشد و چگونه و براي چه امري استفاده شود؟ لذا نبايد فهم را مطلق كرد و همين مطلق نكردن فهم، راز و رمز پوياي اجتهاد شيعي است. بر اين اساس جهت توليد علم بايد شاخصه هاي زير مد نظر قرار گيرند:

    ـ علم ابزار حاكميت بر هستي

    ـ علم در خدمت ارزشها

    ـ تكامل ايمان در سايه تكامل معرفت

    ـ هماهنگي با نيازهاي انقلاب و فرهنگ بومي

    ـ كم رنگ نشدن خط هدايت ديني

    ـ علم تمدن ساز

    ـ توجه به عدالت در توليد و توزيع علم

    ـ عدم تقليد كوركورانه از غرب

    در فصل سوم اين بخش به گستره نهضت نرم­افزاري از نگاه مقام معظم رهبري (مدظله) پرداخته شده است و در اين باب بيان شده است كه نهضت نرم­افزاري مي بايست در سه حوزه « علوم حوزوي، علوم دانشگاهي و مدل هاي اجرايي» صورت گيرد. لذا در علوم حوزوي نيازمند به تكامل و كارآمد شدن فقه و فقاهت، كلام و فلسفه، اخلاق و تحول در روش تحقيق مي باشيم و در علوم دانشگاهي بايد تولي  علم در سه حوزه علوم انساني، علوم تجربي وعلوم پايه صورت گيرد و آخرين حوزه هم و كارآمد توليد مدل هاي اجرايي كارآمد در اداره نظام مي باشد.

    بخش دوم: موانع و راهكارهاي تحقق نهضت نرم­افزاري

    در اين بخش موانع و راهكارهاي تحقق نهضت نرم­افزاري بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري بررسي شده است. در باب موانع به چهار دسته موانع اشاره شده كه به ترتيب به قرار زير است:

    الف) موانع مشترك توليد علم در حوزه و دانشگاه

    1 ـ يأس و شتابزدگي

    2 ـ افكار التقاطي

    3 ـ تحجّر

    4 ـ آنارشيزم علمي

    ب) موانع توليد علم در دانشگاه

    1 ـ نگرش انحصاري به مفاهيم وارداتي

    2 ـ وجود روحيه ترجمه گرايي

    ج) موانع توليد علم در حوزه هاي علميه

    1 ـ عدم شناخت زمانه

    2 ـ عدم تكامل فقاهت

    د) موانع عرضه و بهره وري

    1 ـ برخورد متعصبانه با افكار ديگران

    2 ـ سياست زدگي و سياست زدايي

    3 ـ نفوذ مخالفان اسلام و انقلاب در بدنه انقلاب

    4 ـ غرب زدگي

    در باب راهكارها هم به سه دسته راهكارهاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي پرداخته شده است.

    الف) راهكارهاي سياسي

    1 ـ تقويت روحيه استكبار ستيزي

    2 ـ تشويق به حركت جهادي در توليد علم

    3 ـ ايجاد روحيه خود باوري و خود آگاهي جمعي

    4 ـ ايجاد تغيير در فرهنگ اجتماعي

    ب) راهكارهاي فرهنگي

    1 ـ شكستن جزميتها

    2 ـ تبيين آثار سوء مصرف زدگي

    3 ـ تئوري پردازي

    4 ـ نقد تفكر جدايي دين از سياست

    5 ـ رفتن از راههاي ميان بر

    ج) ـ راهكارهاي اجرايي

    1 ـ ايجاد فضاي باز علمي

    2 ـ مناظره هاي علمي سازماني

    3 ـ ايجاد ارتباط بين مراكز پژوهشي وآموزشي

    4 ـ عملگرا بودن پژوهش

    5 ـ ميدان دادن به جوانان

    6 ـ تبديل توليد علم به ارزش عمومي

     بخش سوم : سازمان جامع نهضت نرم­افزاري

    در اين بخش در سه فصل در غالب عنوان سازمان جامع نهضت نرم­افزاري وظائف مهم تصميم گيران نظام اسلامي، وظائف حوزه هاي علميه و وظائف دانشگاهها در تحقق نهضت نرم­افزاري بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري بررسي شده است. نسبت به وظائف نظام اسلامي، وظائف رهبري، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دولت، سازمان مديريت و برنامه ريزي، مديران اجرايي و نخبگان بررسي شده است. در باب وظايف حوزه هاي علميه مسائلي همچون ايجاد دستگاه برنامه ريزي قوي، وظيفه علما و مراجع بزرگوار، وظائف طلاب و فضلاي جوان، طراحي شبكه مراكز تحقيقات، تغيير كتب درسي و ايجاد مجمع هايي براي بررسي افكار نو طرح شده است. و در آخر در باب وظائف دانشگاه مسائلي همچون ايجا مديريت تحقيقات سازمان يافته، وظيفه اساتيد و دانشجويان، دانشگاه و نظام اصلاح سيستم آموزشي دانشگاه و ايجاد محيط سالم در دانشگاه طرح گرديده است.منبع:سایت جامع دانایی،دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم

    + نوشته شده در  88/10/27ساعت 2:7  توسط دانش پژوه  | 

    جنبش نرم افزاری و علوم اجتماعی/درد دلهای دکتر سعید زیباکلام

    دکتر سعید زیبا کلام گفت: روند دوره های ارشد و دکتری به قدری خنده دار است که اگر امثال مهران مدیری فقط همین ها را فیلم برداری کنند نتیجه بهتری می گیرد. هرچند تفاوت هایی در مراکز و علوم مختلف وجود دارد اما اصل جلال آل احمد صادق است؛ سر و ته یک کرباسند.

    به گزارش خبرنگار سرویس دانشگاه برنا، دکتر سعید زیبا کلام در جلسه «جنبش نرم افزاری، علوم اجتماعی و پارادایم علمی ایران» که ظهر دیروز در دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی برگزار شد گفت: فرزندان این آب و خاک پس از دوره تحصیل خود غالبا خصوصیاتی چون غیرت و حب وطن را از دست می دهند و تبدیل به موجوداتی می شوند که این مفاهیم معنایی برایشان ندارد و منافع شخصی و درآمد برایشان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. وی افزود: کارهای اساتید مختلف اصلا مورد ارزیابی قرار نمی گیرد و اگر هم این اتفاق بیافتد به علت وجود مراکزی است که به طرق مختلف وسایل کار را فراهم کرده است و علت آن بی مهری یا بیمناکی عالمان در ارزیابی آثارشان است.

    استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت:اساتید دانشگاهی و حوزوی عموما خود را قله های بلندی می بینند که تراوشات مغزی اشان نیاز به تضارب ندارد. زیباکلام گفت: در یک ترم چقدر بحث بین دانشجویان و اساتید در کلاس رخ می دهد؟ تقریبا هیچ. یکی از دلایل این وضع ناگوار مربوط به کثرت دانشجویان است ولی این بخش کمّی فقط بخش کوچکی از مسئله است چون عامل مهمتر رویکرد استادان به دانشجویان و سوالات آنها است.

    وی ادامه داد: استادان حوزه علوم انسانی و اجتماعی به دلیل گستردگی مراجع پاسخ های یکسانی ندارند و عموما نمی توانند به سوالات ضابطه گریز دانشجویان بویژه دردوره کارشناسی پاسخ دهند اما آیا به این وضع استادان می توانند در خارج از کلاس پاسخگو باشند؟ پاسخ بله است اما این کار را نمی کنند. کمتر استادی یافت می شود که در اتاق خود مشغول پژوهش باشد و این یعنی اساتید تنها برای تدریس پا به دانشکده می گذارند و بعد از کلاس دانشگاه را ترک می کنند یعنی دانشجویان نه در کلاس و نه بیرون از آن فرصت تعامل با استاد را ندارند.

    زیبا کلام تاکید کرد: اگر از این توهم دست برداریم که کثرت دانشجویان نشانه قدرت علمی کشور است آنگاه با رعایت نسبت استاد و دانشجو تازه به عوامل بنیانی تر می رسیم.. وی تصریح کرد: این دو سوال را باید مطرح کرد چرا اکثر استادان فقط برای تدریس به کلاس می روند؟ عموم اساتید که بعد از کلاس دانشگاه را ترک می کنند به کجا می روند؟ این نیاز اساسی است که توانایی علمی، وظیفه شناسی علمی و اعتقادی و فراغت استادان مورد کاوش قرار گیرد. در این حوزه ضروری است شورای پژوهش های علمی کشور و شورای عالی انقلاب فرهنگی (شورای انسداد فرهنگی) به جای پرداختن به تقویم سالانه و تعیین روز کشاورز و غیره بانی جدی و بنیانی چنین پژوهشی شود.

    زیبا کلام گفت: نام شورای پژوهش های علمی کشور را نه دانشجویان و نه اساتید نشنیده اند چون یک شورای خانوادگی برای تصویب بودجه ها است. این معضل دیر پا با هیچ حکم و فرمان حکومتی نه در میان مدت و نه در دراز مدت از بین نمی رود. وی توضیح داد: در عرف بین المللی دوره های کارشناسی جهت آشنایی عموم و وسیع و برای ایفای نقش خدمات اجرایی و رفع نیازهای وسیع طراحی شده اند و دوره های ارشد برای رفع نیازهای محدود تر و برای زمینه های محدود شغلی و مثل پل رابطی دانشجو را برای دکتری آماده می کنند اما دوره دکتری برای محققانی است که گره های کور را باز کنند و هیچ توانایی اجرایی به این افراد آموزش داده نمی شود و همیشه تعداد کمی علاقه مند به گذراندن این دوره ها هستند چون قرار است محقق شوند.

    وی با انتقاد از نحوه استفاده از فارغ التحصیلان دوره دکتری گفت: این فاجعه است که مدیران ما همه دکتراند. در عرف ایران استادان فرصت تعامل به دانشجویان دکتری را هم نمی دهند و اینجا توانایی علمی، وظیفه شناسی اخلاق حرفه ای، غیرتمندی وطنی و فراغت فکر و خیال استادان تنها عامل عدم تعامل در دوره دکترا است. زیبا کلام گفت: روند دوره های ارشد و دکتری به قدری خنده دار است که اگر امثال مهران مدیری فقط همین ها را فیلم برداری کنند نتیجه بهتری می گیرد. هرچند تفاوت هایی در مراکز و علوم مختلف وجود دارد اما اصل جلال آل احمد صادق است؛ سر و ته یک کرباسند . وی گفت: متاسفانه روال دوره های ارشد و دکتری به قدری آزار دهنده است که دانشجویان در دوره های ارشد و دکتری یاد می گیرند که هوشمندی خود را صرف یادگیری قواعد فراگیر از مقررات دست و پا گیر برای دسترسی راحت تر به مدرک می کنند.

    زیبا کلام توضیح داد: غرب توسط مجلات علمی پژوهشی اداره می شود اما فصلنامه های ما ترفیع و افزایش حقوق اساتید را دارند. در بلاد کفر خطوط اصلی فرهنگ و تمدن از فصلنامه ها به دست می آید و فصل نامه های علمی ما یا خاک می خورند یا خمیر می شوند.

    این استاد دانشگاه گفت: باید این سوال را پرسید جنبش نرم افزاری ما قرار است در جهت اتوماسیون و روش های غربی حرکت کند؟ آیا قرار است بهترین استعدادهای خود را سرگرم تمرین پژوهش هایی کنیم که نتیجه آن شرکت در مسابقات روبوکاپ باشد و تازه برندگان این جوایز بعد از 5 سال مسائل صنعتی کشور های دیگر را حل کنند؟ وای بر ما که برای کف و سوت چشم آبی ها سرمستیم. این جنبش نرم افزاری چقدر مفلوک و بی ثمر است و این ها فقط برای ارتقای روانی غرور ملی مفید است نه رفع مشکلات اساسی فرهنگی و اجتماعی ایران. اگر غایت همه این تلاشها کسب قدرت و شوکت سیاسی باشد دنیا را نمی دانم اما آخرت خود را باخته ایم.

    از دکتر سعید زیباکلام کتابهای «چیستی علم» و «معرفت شناسی علوم اجتماعی » در فروشگاههای دفتر نشر معارف و سایت پاتوق کتاب موجود و قابل تهیه است. عدالت خواهی به نقل از برنانیوز

    + نوشته شده در  88/10/15ساعت 5:9  توسط دانش پژوه  |