تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام

 

دوست عزیزم محقق در وبلاگ  مسیحیت یهودی مطلب بسیار قابل توجهی در دفاع از چهره یکی از بزرگترین اندیشمندان معاصر که به گفته رهبر معظم جای علامه طباطبایی و شهید مطهری را گرفته است داشت که عینا می آورم:  

احساس مي كنم كه گرچه صهيونيسم اسلامي هنوز رسما وجود ندارد ولي تفكرات  مادي گرايانه و اومانيستي وصهيونيستي و مروجانشان  به وفور در ممالك اسلامي وجود دارند. امروز مي خواهم عمل ننگين روزنامه كارگزاراني هاي متمايل به مجاهدين و مشاركت را مورد بحث قرار دهم.با اينكه چند روزي از جديدترين ترور شخصيتي ايت الله مصباح یزدی توسط مزدوران روزنامه شرق  مي گذرد به دليل اهميت موضوع و براي جلوگيري از شكل گيري نطفه هاي خبيث صهيونيسم در لباس مسلمانان حزبي!؟ آن را الان ذكر مي كنم:                           

 

اينها بايد از ايت الله مصباح بترسند؛ چرا كه زماني كه هجمه وسيع رسانه هاي  صهيونيستي داخل و خارج عليه اسلام اوج گرفته بود اين مصباح عزيز بود كه بدون واهمه از توپخانه دهشتناك جنگ رواني اينها به مبارزه جانانه اي برخاست و ثابت كرد كه هنوز هم تفكرات امام زنده است و علماي غيرتمند هوشيارند. هنوز يادمان نرفته است كه در ايام انتخابات روزنامه نفتي شرق چند ميليارد تومان پول از ستاد ... و... و... گرفت. خوب بالاخره آنها كه پول مي دهند انتظار هم دارند. باهم بخوانيم اين افتضاح واضح را:

1.     اين روزنامه كه زماني آقاي غرويان را كه كمي مثل آنها حرف زده بود را تا مي توانست بالا برده بود امروز كه ايشان طور ديگري حرف زده است اييشان را آنقدر بد مي پندارد كه جرم ايت الله مصباح را استادي همچين شاگرد بد بدي مي داند!

2.     اين روزنامه در يك تلاش نافرجام خواسته ايت الله جوادي را در مقابل آيت الله مصباح قرار دهد، در صورتي كه مي دانيم اين دو فيلسوف گرانقدر در بحث هاي فلسفه سياسي نزديك ترين مواضع را دارند.

3.     سخن آيت الله جوادي در بحث مقبوليت حاكم اسلامي بوده است و سخن ايت الله مصباح در مشروعيت حاكم اسلامي والا هردو هم نظرند و اين خلط مبحث از جانب آلوده گران فضاي روزنامه صهيونيستي- نفتي  شرق بوده است.

4.     سابقه فكري و روشنفكرنمايان روزنامه شرق بيانگر ديدگاه هاي افراطي غرب پرست اينان است كه جز ليبرال دمكراسي راهي براي حاكميت به نظرشان نمي رسد؛ در ست مثل اربابشان سامويل هانتينگتون و فوكوياماي صهيونيست.

 

واما باقي ماجرا:

فتنه‌انگيزي روزنامه آمريكايي شرق

عمق كينه‌ورزي و هويت روزنامه شرق و گردانندگان اصلي آن نسبت به مسائل بنيادي نظام، آشكار شد و طراحان سناريوي «يا جمهوريت يا اسلاميت و تقابل اين دو» با شكست اين سناريو متوجه مي‌شوند كه گرفتار اختناقي هستند كه در ايجاد آن فقط مردم نقش دارند

فتنه هنگامي آغاز شد كه روزنامه شرق در مورخ  14/10/84 در راستاي اجراي برنامه‌اي كاملاً حساب شده، فرازهايي از سخنان آيت‌الله مصباح يزدي كه در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) ايراد شده بود را درج كرد. نوع گزينش فرازها و تنظيم مطلب به گونه‌اي است كه گويا آقاي مصباح در نظام اسلامي براي مردم هيچ جايگاهي قايل نيست. روزنامه شرق براي جا انداختن اين ادعا و اطمينان حاصل كردن از اينكه اين القاء كاملاً صورت گرفته است در ادامه با ذكر نكاتي از برخي بزرگان اين چنين وانمود مي‌كند كه سخنان اين بزرگان در نقد و رد نظرات آيت‌الله مصباح است. پر واضح است كه تا اينجاي كار چيزي عايد روزنامه شرق نمي‌شود، از اين رو براي رسيدن به نتيجه از پيش مشخص شده سه حركت ديگر انجام مي‌گيرد كه همگي نشان مي‌دهد روزنامه شرق موفقيت اجراي اين برنامه را در توسعه و گسترش موضوع مي‌داند اما سه حركت:

1.  به ميان آوردن پاي آقاي محسن غرويان به عنوان يكي از شاگردان و تأثيرپذيرفته از آيت‌الله مصباح و با اين ادعا كه با سبقت از استاد خويش جمهوريت در نگاه امام رحمة‌الله عليه را مورد ترديد قرار داد و تأكيد كرده كه امام به نظام اسلامي قايل بوده است ونه جمهوريت. اينان اين 

2. انعكاس واكنش‌هاي مختلفي كه از سوي برخي افراد حقيقي و حقوقي و نمايندگان مجلس به اظهارات آيت‌الله مصباح و آقاي غرويان نشان داده شد.

3. درج متن گزينشي از سخنان آيت الله مصباح يزدي در مورخ 17/10/84 با روتيتر «مصباح يزدي در سخنراني جديد خود درباره حكومت اسلامي مطرح كرد» و تيتر «جمهوريت هيچ اصالتي ندارد» اين روتيتر در حالي انتخاب شده و در آن واژه «جديد» به كار رفته كه از سفر آقاي مصباح به مكه بيش از 10 روز گذشته است حال آنكه روزنامه شرق با اتكا به زمينه‌هاي فراهم كرده كه به مواردي از آن اشاره شد به دنبال پيوند دادن بحثي كه آن را به عنوان سخنراني جديد آقاي مصباح مطرح كرده به آن موارد بود تا غائله ايجاد شده به نقطه ثمردهي برسد. اما با گسترده شدن دامنه اين افتضاح روزنامه شرق ناچار شد فرداي آن روز در اقدامي مصلحتي كه بخشي از برنامه تلقي مي شود با درج متني به تصحيح اشتباه (بخوانيد طرح برنامه‌ريزي شده) خود اقدام كند و بنويسد: «روز گذشته به نقل از آيت الله مصباح يزدي در صفحه ششم روزنامه شرق به چاپ رسيد كه گرچه عين خبر با رعايت جزئيات و امانت به نقل از خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در تاريخ 14/11/79 مي‌باشد اما تاريخ ايراد اين سخنراني در خبر به اشتباه به روزهاي اخير نسبت داده شده است...»

همانگونه كه خود روزنامه شرق در متن فوق اعتراف كرده است اين سخنراني متعلق به پنج سال پيش است و پر واضح است كه هيچ اشتباهي رخ نداده و همانگونه كه از «روتيتر» پيش گفته مشخص است اين اقدامي آگاهانه و عامدانه براي غائله‌آفريني بوده و چنين پوزش‌ها و تصحيحاتي نمي‌تواند به روي اين حركت فتنه‌انگيز پرده بيندازد. اگرچه در خصوص مباحث مربوط به نظام اسلامي و متعلقات آن حرف و سخن، نفي و اثبات پژوهش و مباحثه، شنيدن و گفتن بسيار است و ضروري است در جاي خود به تمام اين مسائل به شكل مبسوط و جدي پرداخته شود، اما در كليت موضوع توجه به اين اصل نيز ضروري است كه از جمله مهمترين ابزار ورودي به اين عرصه ادبيات ظريف، دقيق و روش‌هايي صيقل خورده است كه بتواند، با بهره‌مندي از قدرت اقناع مانع از فرصت‌طلبي و فتنه‌انگيزي شود.

اما در پاسخ اينكه چرا روزنامه شرق به اين فتنه‌انگيزي روي آورده است مي‌توان گفت به زعم منتقدين نظام اين روزنامه در ميان روزنامه‌هاي مشابه از لحاظ سياسي از شمارگان بيشتر و موقعيت بهتري برخوردار است و بالطبع برد مطالب آن به ويژه مطالبي كه بر مبناي سناريو آماده مي‌شود بيشتر خواهد بود. ضمن آنكه در پرداختن به چنين موضوعاتي نسبت به مطبوعات هم سنخ خود ماهرانه‌تر عمل مي‌كند.

«روزنامه شرق» به خوبي مأموريت خود را انجام داد و در اين راه چيزي كم نگذاشت، لكن در متن اين اقدام مذبوحانه روزنامه شرق دو حاشيه پررنگ و برجسته به چشم مي‌خورد. عمق كينه‌ورزي و هويت اين روزنامه و گردانندگان اصلي آن نسبت به مسائل بنيادي نظام، بيش از پيش براي مردم آشكار شد و طراحان اين سناريو با آشكار شدن نشانه‌هاي شكست سناريو متوجه مي‌شوند كه گرفتار اختناقي هستند كه در ايجاد آن فقط مردم نقش دارند و راه نجات را هم بايد با اشارت مردم يافت، اشارت مشخص مردم نيز در تعامل صميمانه آنان با نظام است هرچند كه ممكن است. شكوه و گلايه هم داشته باشند. «شرقي‌ها» مي‌توانند اين دو حاشيه را نبينند يا نسبت به آنها تجاهل كنند، اما نمي‌توانند در كوچه و بازار با چشمان بسته تردد كنند و خود را از موهبت حضور در ميان مردم و درك نوع و جنس رابطه آنها با حكومت محروم سازند كه اگر چنين كنند اين فتنه‌انگيزي‌هاي بي‌حاصل وگذرا ادامه خواهد يافت واگر مردم با همين وضعي كه حضور دارند و مشغول زندگي هستند را باور كنند آن وقت...  منبع:خبرگزتري انصار نيوز : http://ansarnews.com/?usr=news/detail&nid=773

به نظر مي رسد كه روزنامه شرق بايد اسم خود را عوض كند و خود را غرب بنامد تا اسمي حقيقي تر داشته باشد. البته غرب پرست هم بد نيست.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 0:52  توسط دانش پژوه  |