تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام

گفتگوي بسيار خواندني  دکتر احمدي نژاد با معلمان

 به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمود احمدي‌نژاد كه امروز به طور سرزده در مراسم افتتاحيه همايش نوآوري‌هاي آموزشي ، در سالن اجتماعات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان حضور پيدا كرده بود، افزود:حقيقتاْ خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت عزيزترين قشر ملت ايران يعني معلمان و پرورش‌دهندگان روح و جان ايران را به من داد. تنها به اينجا آمدم كه اين فضاي معنوي را استشمام كنم و دل به صفاي وجود شما بدهم اما به محض رسيدن به من فرمان دادند كه عرض ادب كنم.
رئيس جمهور با بيان اينكه عنوان همايش ، عنوان بسيار زيبايي است، اظهار داشت: قطعاْ انسان و جامعه متوقف نداريم. انسان نيامده كه در جا بزند، بلكه آمده است كه حركت كند و بهتر شود.
وي افزود: در فرهنگ ديني و اسلامي ما نيز حركت رو به جلو و تحول، علاوه بر اينكه يك نياز است يك وظيفه است. اينكه گفته شده است دو روزتان مساوي نباشد يعني چه؟ يك جهت ارتقاي معنويت و يك جهت زندگي اجتماعي است كه هر دو جهت نيازمند نوآوري است.
احمدي‌نژاد با اشاره به اينكه حركت و پيشرفت، بدون خلاقيت و نوآوري اتفاق نمي‌افتد، گفت: در غير اين صورت زندگي انسان كسل‌كننده و يكنواخت خواهد بود و نوآوري بايد در همه عرصه‌ها وجود داشته باشد.
وي اضافه كرد: خوشبختانه در ايران به خصوص در دوره اسلامي خلاقيت شكوفا شد. آن زمان دوره‌اي بود كه ما ، خودمان بوديم، خود را باور داشتيم و به خود متكي بوديم. دستاوردهاي عظيم و پي‌درپي اختراعات و نوآوري‌هاي روزانه همه نشان از اين موضوع دارد اصلا فهرست بلند دانشمندان ما بالاترين نشان از اين خلاقيت است.

رئيس جمهور ادامه داد: امروز هم اگر بخواهيم راه‌هاي ميان‌بر را تجربه كنيم، فاصله‌ها را برداريم و به جايگاه شايسته خود برسيم، نيازمند خلاقيت هستيم و كانون اصلي جوشش، خلاقيت و پرورش روحيه خلاق، آموزش و پرورش است.
وي افزود: به عنوان همكار كوچك شما كه آموزش و پرورش و دانشگاه را تجربه كردم، بايد بگويم محيط آموزش و پرورش با محيط دانشگاه به لحاظ عمق تاثيرگذاري، عمق انسان‌سازي و تربيتي قابل مقايسه نيست.

احمدي‌نژاد با مخاطب قرار دادن حاضرين با بيان اينكه اگر امروز بخواهيم جهش كنيم بايد متكي به انديشه‌هاي بلند، همت والا و دستان خلاق شما باشيم، گفت: يكي از مهمترين پيش زمينه‌ها و جوشش خلاقيت عبارت از شجاعت است. خلاقيت يعني مرز را بشكنيد و به آنچه داريد قانع نشويد. من يك ابزاري را آورده‌ام و مي‌خواهم به شما نشان بدهم.

 (در اين هنگام احمدي‌نژاد بسته‌اي را باز كرد كه درون آن وسيله‌اي گوي مانند از جنس شيشه بود و اين وسيله را به سمت حضار گرفت) حدس مي‌زنيد اين چه باشد؟
يكي از حاضرين پاسخ داد: تنگ ماهي
فردي گفت: دستگاه تقطير و فرد ديگري نام فانوس ساده را برد.
احمدي‌نژاد گفت: پس فتيله‌اش كو؟
فردي نام قيف جدا كننده را به زبان آورد و كسي نيز اين وسيله را دستگاه تسويه آب نام برد.
رئيس جمهور گفت: به وسيله تسويه آب شباهت دارد ولي اين وسيله نيست.
فردي اظهار داشت: براي انرژي هسته‌اي است.
احمدي‌نژاد خنديد و گفت: اصلا انتظار ندارم شما بگوييد اين وسيله چيست. دستگاهي است كه علي‌رغم سادگي، بسيار پيچيده است. يك دستگاه هيدروليكي است كه اسمش سيفون متحدالمركز است. اين وسيله كاربرد اوليه‌اش براي آب است. البته اينجا امكان آزمايش نيست. در حال حاضر براي جمع‌آوري و تنظيم جريان آب هزينه سنگيني به خصوص براي آبياري در كشور مي‌دهيم چرا كه بخش مهمي از ايران خشك است آب كم و بعضا قطره‌اي اما مصرف يكباره است.

 
وي اضافه كرد: اين وسيله در وسط استخر كار گذاشته مي‌شود و زماني كه آب تا يك ارتفاعي مي‌رسد يعني در نقطه تعادل است هيچ اتفاقي نمي‌افتد اما به محض اينكه يك قطره به ارتفاع آب اضافه مي‌شود كل محتواي اين وسيله تخليه مي‌شود تا موقعي كه تعادل ايجاد شود.
احمدي‌نژاد افزود: از اين گونه دستگاه‌ها زياد است. حالا فكر مي‌كنيد چه كسي اين دستگاه را ساخته است؟ يكي از حاضرين گفت: حتما ايراني بوده است.
احمدي‌نژاد پاسخ داد: اينكه ايراني گفتيد درست است اما فكر مي كنيد چند سال پيش ساخته شده است؟ فرد ديگري گفت: 700 ،800 سال پيش. 


رئيس جمهور گفت: اين دستگاه يك هزار و 200 سال پيش توسط ابن موسي خراساني ساخته شده است. ما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي بحث مفصلي داشته‌ايم كه چه بايد بكنيم تا هويت، گذشته، ويژگي‌هاي خلاق و انسان‌ساز فرهنگي خود را ضبط كنيم. گروهي مامور شدند تا فهرست دانشمندان ما را احصا كنند چرا كه غربي‌ها عادتشان اين است هر كاري را به حساب خود مي گذارند با آنكه ريشه علوم آنان به 400،300 سال برمي‌گردد.

وي اضافه كرد: اما اين حركت غربي‌ها علت دارد و علتش نيز روشن است. اگر جوان ايراني بداند كه پدرانش سالها قبل آنقدر تجهيزات مهندسي ساخته‌اند كه مي تواند زندگي آباد و مرفه برايش به ارمغان بياورد يك احساس ديگري به او دست مي‌دهد. اگر جواني بداند كه از همين خاك، علما و دانشمندان جوشيدند نگاهش به پديده‌ها نوعي ديگر مي‌شود اين گذشته ماست و اين توانمندي است كه در ما وجود دارد.
رئيس جمهور ادامه داد: اين شعار كه مطرح شد مي‌توانيم از عمق وجدان، ايمان و عقيده ملت ما بر مي‌آيد.. واقعا مي‌توانيم. اين همايش نيز نمونه‌اي از آن توانستن‌ها است. به من گفته‌اند بيش از يك هزار و 400 مقاله به اين جلسه رسيده است.

وي ادامه كرد: واژه مي‌توانيم بايد در همه ابعاد زندگي ما باشد، بايد اين واژه در آموزش و پرورش محقق شود و پايه آن خود معلمان هستند. نمي‌گويم ديگران كمك نكنند ولي پايه آن در خود آموزش و پروش است.
احمدي‌نژاد به روش تدوين يك متن درسي اشاره كرد و گفت: به نظرم بهترين مرجع براي تدوين يك متن درس خود معلم است مثلا ما مي‌خواهيم راستگويي را در بچه‌ها زنده كنيم در سطح كشور يك مسابقه بگذاريد و بهترين متن‌ها را از معلمان بخواهيد كه بنويسند. يك مسابقه نيز بگذاريد و روش ارائه درس را از آنان بخواهيد. من مطمئنم اگر شما جاي من بوديد بهتر اين وسيله را درس مي‌داديد. اينكه در كلاس چه فضايي را درست كنيم، كدام حساسيت دانش‌آموز را تحريك كنيم، چه سوالاتي را در ذهن زنده كنيم تا جام معرفت را در كام دانش آموزان بچشانيم، معلم مي‌داند.

وي با بيان اينكه هنر مديريت آموزش و پرورش اين است كه اين استعداد معلمان را سازماندهي كند و آموزش و پرورش را براي استفاده و انتقال اين تجربيات آماده نمايد، اظهار داشت: شايد جزء بهترين و زيباترين لحظات عمر يك انسان لحظات دانش‌‌آموزي است هر قدر تصور كنيم صحنه‌اي زيباتر از لحظات دانش‌آموزي نمي توانيم بيابيم البته صحنه عشق‌بازي يك شهيد در لحظه شهادت، زيبايي‌اش قابل وصف نيست اما در كل زيباتر از لحظات دانش‌آموزي نمي توانيم بيابيم. در حقيقت در كارهاي روزمره، زيباتر از صحنه كلاس، برقراري ارتباط بين شما و كلاس هيچ صحنه‌اي نيست.

رئيس‌جمهور در خاتمه سخنان خود گفت: من خدا را سپاسگزارم كه معلمان و فرهنگيان قدر اين نعمت الهي را مي‌دانند. فرهنگيان ما پاك‌ترين، دلسوزترين و آرماني‌ترين اقشار ملت ما هستند و از اين بابت خدا را سپاسگزارم و اميدواريم جامعه فرهنگي ما با همين همبستگي وعزم ملي انشاء الله به سمت قله‌هاي رفيع پيروزي برود.    منبع:رجانیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 4:45  توسط دانش پژوه  | 

برخي رسانه‌هاي اسرائيلي از جمله ynet news (اخبار يهوديان) كه يكي از پربيننده‌ترين سايت‌هاي اسرائيلي به شمار مي‌رود، بخش‌هايي از گفت‌وگوي «بازتاب» با محمدعلي رامين را منعكس كرد.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، اين سايت تلاش كرد، سخن رامين را موضع ايران بخواند و در تيتر خود آورد: «ايران: هيتلر يهودي بود»! اين رسانه با ياد كردن از رامين به عنوان مشاور احمدي‌نژاد، از قول او مي‌نويسد: با توطئه انگليس و روس، دولت يهودي ايجاد شده است.
اين سايت اسرائيلي به ترجمه مصاحبه «بازتاب» با رامين كه در انستيتو تحقيقاتي رسانه‌هاي خاورميانه (MEMRI) ترجمه شده، اشاره كرده و از قول وي مي‌افزايد: در سال 1974 كتابي به وسيله «Henneck Kardel» با عنوان «هيتلر، پديدآورنده اسرائيل» انتشار يافته كه نشان مي‌دهد چگونه هيتلر، دولت اسرائيل را ايجاد نموده و همچنين از همبستگي او با انگليس كه چگونه يهوديان را از اروپا خارج كرده سخن به ميان آورده است.
جالب آن‌كه در زير اين خبر، بيش از دويست اظهارنظر از شهرهاي گوناگون تحت حاكميت اسرائيل و سراسر جهان منعكس شده كه حاوي اظهارات متضاد درباره اين گفت‌وگوست.
از سوي ديگر، شبکه‌ تلويزيوني‌ «فاکس‌ نيوز» گزارش‌ داد: محمد علي‌ رامين،‌ يکي‌ از مشاوران‌ ارشد رئيس‌‌جمهوري‌ ايران،‌ مدعي‌ شد كه «آدولف‌ هيتلر» يهودي‌ بوده‌ و در تأسيس کشور اسرائيل‌ نقش‌ داشته‌ است‌ و افزود: محمد علي‌ رامين‌ به‌ يک‌ سايت‌ اينترنتي‌ ايران‌ گفته‌ است‌ كه هيتلر طراح‌ کشتار ميليون‌ها يهودي‌ و پسر يک‌ زن‌ بدکاره‌ يهودي‌ بود و همين‌ مسئله،‌ باعث‌ شد رهبر نازي‌هاي‌ آلمان‌، ضمن‌ آشنايي‌ با دين‌ يهوديت،‌ به‌ نوعي‌ از يهوديت‌ تنفر داشته‌ باشد که‌ علت‌ آن هم‌ به‌ عملکرد مادرش‌ مربوط مي‌شد.منبع:بازتاب ۱۳دي ۱۳۸۵

اما اصل مصاحبه بازتاب با دکتر رامین:


 

بازتاب: آقاي رامين، لطفا براي ورود به بحث، پيشينه‌اي از بحث هولوكاست را بيان كنيد.
رامين: اين موضوع از جمله مباحثي است كه پايه روابط بين‌الملل پس از جنگ جهاني دوم را شكل داده است. هولوكاست به عنوان واژه‌اي يوناني به معني «گودال انسان‌سوزي» است كه در واقع، پس از پايان جنگ دوم اروپايي (معروف به جنگ جهاني دوم)، توسط يهوديان آمريكا در ادبيات سياسي غرب وارد شد و در همان سال‌هاي اوليه بعد از جنگ تا زمان شكل‌گيري رژيم اسرائيل، در ميان رسانه‌ها مطرح شد و پس از شكل‌گيري سازمان ملل و تشكيل رژيم اسرائيل، كم كم به صورت تابويي درآمد كه بر افكارعمومي جهان غرب حكومت مي‌كند.
اين فرضيه درواقع، مظلوميت يهوديان و مشروعيت رژيم اسرائيل را شكل داده و حاكميت مطلقه يهوديان بر همه دولت‌هاي مسيحي ـ اروپايي را توجيه مي‌كند و اين موضوع در طي شصت سال گذشته، بهانه اصلي حمايت غربي‌ها از صهيونيست‌ها و ضرورت اخلاقي حفظ رژيم اشغالگر فلسطين بوده است.

بازتاب: به نظر شما، پيش از طرح موضوع هولوكاست، مسئله تشكيل دولت اسرائيل مطرح نبوده است؟ در حالي كه تشكيل اسمي اسرائيل در سال 1948 و پيش از تبليغات جدي، روي موضوع هولوكاست بوده و مقدمات آن نيز از ده‌ها سال پيش فراهم شده بود.
رامين: البته من در اينجا به عقايد شخصي خودم نمي‌پردازم و تنها روايتگر عقايدي هستم كه صهيونيست‌ها و دولت‌هاي دست‌نشانده آن‌ها در غرب اجازه طرح آن‌ها را نمي‌دهند. در واقع بحث تشكيل دولت اسرائيل، از زمان «هرتسل» مطرح شد كه صهيونيست‌ها آمدند و خواستند زمين‌هاي فلسطين را از دولت عثماني بخرند كه سلطان عبدالحميد با اين موضوع مخالفت كرد. در ايران نيز در اوج انقلاب مشروطيت با ايجاد اختلاف و درگيري در ميان انقلابيون ايران و حذف آنها و سپس سرنگوني حكومت قاجار به دست انگليس و روي كار آمدن رضاخان در ايران، با كمك برخي عناصر دربار پهلوي، (به خصوص بهائي‌ها) خريد زمين در فلسطين از فلسطيني‌ها براي يهودي‌ها صورت گرفت.
دولت بلشويكي شوروي در زمان «لنين» و پس از آن «استالين»، از عواملي هستند كه هرچند يهودي‌اند وخود را ماركسيست و لائيك و بي‌دين معرفي مي‌كنند، ولي همراه با هيتلر تا جنگ جهاني دوم، اساس شكل‌دهي اسرائيل را پيگيري كردند. در اين زمينه، كتابي منتشر شده كه الان من با خود آورده‌ام نامش «آدولف هيتلر، موسس اسرائيل» است. از«هنكه كاردل»، يك آلماني متولد 1922مي‌باشد كه ثابت مي‌كند هيتلر، خود يك يهودي و مادربزرگش يك فاحشه يهودي بوده و پدرش تا چهل سالگي اسم فاميل مادر يهودي‌اش را داشته و پس از آن فاميل هيتلر را برگزيده است. شخص آدولف هيتلر نيز با توجه به اين‌كه مادرش يك زن يهودي بدكاره بوده، حالت كراهتي نسبت به يهوديت پيدا مي‌كند و در يك مركز و صومعه مسيحي در اتريش كه عكس‌ها و اطلاعاتش در اين كتاب موجود است، براي نخستين بار عليه يهودي‌ها اطلاعاتي جمع‌آوري مي‌كند و از همان جا از يهودي بودن خويش گريزان مي‌شود. لذا از همان ابتدا دو احساس همبستگي و كراهت نسبت به يهوديت به طور همزمان در شخصيت هيتلر شكل گرفت. بعد‌ها نيز همين دوگانگي عاطفي هيتلر، رفتار او را با يهوديان تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. يعني از يك طرف تمام خويشاوندان، همفكران و ياراني كه او را به قدرت مي‌رسانند و تا آخرين روزهاي زندگي در كنارش بوده‌اند ـ حتي معشوقه‌ها و پزشك خصوصي هيتلر يهودي بوده‌اند ـ و از طرف ديگر از «دور كرن يهوديان از اروپاي مركزي» به دو دليل ديگر نيز به عنوان يك «سياست» استقبال مي‌كند: از يك سو تشكيل يك دولت يهودي در فلسطين خواسته يهوديان ثروتمند و با نفوذي است كه اطراف او را گرفته‌اند، و از سوي ديگر تبعيد يهوديان از اروپا و آلمان يك خواسته عمومي و تاريخي ملل غربي و مسيحي بوده كه هيتلر با حمايت و هماهنگي كامل انگليسي ها توانست با پيگيري اين خواسته فراگير، محبوبيتي گسترده در ميان اروپاييان به دست آورد. البته انتشار اين گونه كتب و اطلاعات در آلمان و كشورهاي غربي ممنوع است. بنده ده‌ها كتاب شامل اسناد و مداركي را در اختيار دارم كه نشان مي‌دهد به جز دولت‌هاي انگليس و آمريكا، دولت‌هاي هيتلر و شوروي سابق هم در تأسيس رژيم اشغالگر فلسطين به دست صهيونيست‌ها نقش داشته‌اند.

بازتاب: پس شما اين موضوع را كه اسرائيل مولود هولوكاست بوده، رد مي‌كنيد و بر اين باوريد كه يك برنامه‌ريزي از سي يا چهل ساله قبلي بوده است؟
رامين: بله، ولي بعداً توجيه شكل‌گيري‌ و تقويت و حفاظت از اسرائيل با بهانه هولوكاست است و بدون اين توجيه هيچ منطقي در حمايت غربيها از اسرائيل وجود ندارد. امروز اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها، خود را موظف مي‌دانند از اسرائيل حمايت كنند، چرا كه اسرائيل را وارث هولوكاست و خود را عامل آن واقعه مي‌دانند كه به دنبال اين نگرش، حمايت از اسرائيل مي‌شود يك وظيفه عقلي و شرعي و اخلاقي براي آنان؛ اين چيزي است كه افكار عمومي غرب را زير سلطه خود گرفته است. اما واقعيت آن‌ است كه صهيونيست‌هاي آلماني و انگليسي و آمريكائي اهداف دراز مدت خودشان را با دو جنگ اول و دوم اروپائي كه عوارض آنها را جهانگستر كردند، دنبال مي‌كنند. مثلا پس از انتشار كتاب «دولت يهود»، از سال 1895 توسط هرتسل اتريشي و به هنگام تشكيل نخستين كنگره يهوديان جهان در سوئيس به رهبري هرتسل، دولت انگليس به آژانس جهاني يهود پيشنهاد تشكيل دولتي يهودي در سرزمين اوگاندا را كه جزو مستعمرات انگليس بود، ارائه داد؛ لكن با مرگ هرتسل در سال 1902 ميلادي اين پيشنهاد از سوي يهوديان رد شد. و در سال 1908 در كنگره صهيوني لاهه تصميم به تاسيس اسرائيل در فلسطين گرفتند و براي اجراي اين تصميم شروع به زمينه سازي كردند.

با شروع جنگ اول اروپا صهيونيست‌ها به رهبري «هربرت ساموئل» از دولت انگليس خواستند تا دولت يهودي در سرزمين فلسطين كه تحت استعمار انگليس بود، تشكيل شود. در اواسط جنگ اول يعني در سال 1917 بالفور (وزير خارجه انگليس) در يك نامه رسمي وعده انجام اين كار را به يهوديان داد و سال بعد ويلسون رئيس جمهور آمريكا به كمك انگليس آمد و به جداسازي سرزمين‌هاي اسلامي منطقه و تشكيل دولت‌هاي دست‌نشانده وابسته به خود به عنوان كشورهاي مستقل پرداخت. در پايان جنگ اول اروپا دولت‌هاي انگليس و آمريكا به عنوان پيروزمندان جنگ با كمك سازماني تازه تاسيس به نام «جامعه ملل»، واگذاري سرزمين اسلامي فلسطين به آژانس يهود را در سال 1922 تصويب كردند و «هربرت ساموئل» را به سرپرستي فلسطين تحت اشغال انگليس براي تسهيل مهاجرت يهوديان به آنجا برگزيدند. اما همه اين تلاش‌هاي جمعي صهيونيست‌ها به كمك انگليس و آمريكا از يك طرف با مقاومت سرسختانه مسلمانان و بويژه فلسطينيان مواجه شد و از طرف ديگر در افكار عمومي جهان هيچ توجيهي نداشت و هيچ ملتي از اين اقدامات حمايت نكرد، لكن با شكل‌گيري جنگ اروپايي دوم و نقشي كه هيتلر در آن داشت، (هرچند عده‌اي معتقدند كه هيتلر هم خودش بنا بر اسناد موجود، قرباني جنگ بود و انگليسي‌ها عوامل اصلي جنگ بودند كه اتفاقا بيشترين جنايات جنگ جهاني دوم نه به وسيله هيتلر بلكه به وسيله انگليس و آمريكا اتفاق افتاده است)، همين دو قدرت پيروز توانستند با هدف به فراموشي سپردن جنايات خود،‌ محكوميت ابدي آلمانيها و نيز توجيه تشكيل اسرائيل را به عنوان نتيجه جنگ دوم اروپا پيگيري كنند و آنرا با پرونده هولوكاست گره بزنند.

اگر ما پرونده هولوكاست و ماجراي جنگ جهاني دوم را بازخواني كنيم، معلوم مي‌شود كه پشت صحنه اين جنگ چه كساني بودند و بسياري از مسائلي كه امروزه اقتصاد و فرهنگ و سياست دنيا را شكل داده تماماً متأثر از ادعاي هولوكاست بوده است؛ حال آن كه ملت‌هاي جهان، هيچ سهمي نه در خلال جنگ اروپايي دوم داشتند و نه بعد از آن! و امروز جهانيان تاوان ادعايي را مي‌پردازند كه واقعيت‌هاي آن از نگاه جهانيان پنهان مانده است.
يعني در حاليكه همان پيروزمندان جنگ دوم اروپايي اجازه بررسي اين پرونده را به كسي نمي‌دهند، اما عوارض ادعاهاي خود در اينباره را بر تمام جهان از جمله بر ما مسلمانان تحميل مي‌كنند.

بازتاب: يعني شما معتقديد، انگليس كه خود، بيشترين ضربات و صدمات را از جنگ جهاني دوم ديده؛ چه از لحاظ اقتصادي، چه از نظر انساني و چه از بعد سياسي، عامل اصلي آغاز جنگ و آتش‌افروزي بوده است؟
رامين: ببينيد از حدود دويست سال پيش، صهيونيست‌ها بر برخي از كشورهاي غرب حاكم شدند؛ مثلاً يهودي‌ها در تأسيس دولت امروزي آمريكا نقش اول را دارند و خود يهودي‌ها كه در اروپا تحت تعقيب بودند به همراه يك گروه مسيحي كه در قرن 17 به نام «پيورتين‌ها» از انگليس تبعيد شدند با هم در آمريكا پيوند خوردند. از سال 1660 پيورتين‌هاي معارض و منتقد كه «پيروان مذهب پاك» لقب داشتند (پاك‌ديدنان) با يهوديان اخراجي از اسپانيا و هلند و انگليس در قاره جديدپيوند خوردند و مسيحيت صهيونيستي امروز را در آمريكا به مرور پديد آوردند. مسيحي‌هاي صهيونيستي غالباً انگليسي بودند كه از حدود دويست سال گذشته، بر ايالات متحده آمريكا حكومت مي‌كنند همين‌حاكمان هم سلطه و حاكميت يهودي‌ها را بر آمريكا و بر انگلستان برخلاف اراده ملتهايشان بر آنها تحميل كرده‌اند؛ از آن پس نفوذ يهودي‌ها در ديگر دولت‌ها مانند فرانسه يك امر قطعي است، به نحوي كه اين يهودي‌ها براي توسعه موقعيت و قدرت جهاني خود طراحي دو جنگ اروپايي را انجام دادند.

سرمايه‌داران يهودي بودند كه هيتلر را به قدرت رساندند و او را تا اوج قدرت حمايت كردند تا بتوانند ماجراي هولوكاست را به عنوان يك شايعه و يك كابوس در دل يهودي‌ها بيندازند و اينها را از اروپاي مركزي به سوي فلسطين كوچ بدهند. آغاز انتقال سازمان يافته يهودي‌ها از اروپاي مركزي به فلسطين، مربوط به زمان جنگ اول اروپايي است، ولي با به قدرت رساندن هيتلر و تحريك مردم آلمان عليه يهوديان به كمك خود صهيونيست‌ها كه در دستگاه دولت نازي كاملاً نفوذ و بلكه سلطه داشتند، با شايعه‌پراكني در مورد احتمال وقوع خطر قتل عام و نابودي يهوديان به دست نازي‌ها و ايجاد ترس و وحشت در دل يهوديان بيچاره زمينه تسريع در انتقال آنها به فلسطين را فراهم كردند.

اسناد موجود نشان مي‌دهد كه چگونه دولت هيتلر به آموزش يهوديان ساكن آلمان و اتريش مي‌پردازد براي اينكه اينها كارهاي فني و حرفه‌اي را كه براي بازسازي يك كشور جديد ضروري است را ياد بگيرند و بروند به فلسطين. دستورالعمل‌هاي اداره پليس نازي‌ها در شهرهاي مختلف آلمان الان در «بنياد جهاني هولوكاست» به عنوان سند موجود است كه انتشار آنها در غرب مطلقاً ممنوع است.
البته وقتي صهيونيست‌هاي امريكا موضوع هولوكاست را بعد از شكل‌گيري دادگاه نورنبرگ مطرح كردند با وجودي كه همة قدرت و امكانات و اسناد را هم در اختيار داشتند تا آن را به عنوان يك واقعيت تثبيت كنند اما در همان دادگاه امريكايي ـ انگليسي نورنبرگ هم به طور جدي به آن پرداخته نشد. كساني هم كه به عنوان خبر و شايعه آن را مطرح كردند خود دادگاه به آن به عنوان يك موضوع قابل پرداخت نگاه نكرد، ولي زنداني كردن يهودي‌ها، گرسنه گذاشتن آنان و جنايت‌هاي آلماني‌ها عليه شوروي و... همه و همه ثابت شد.

ولي صهيونيست‌ها به محض اين‌كه آگاه شدند كه دادگاه نورنبرگ، سران نازي‌ را محكوم كرده، بحث هولوكاست را مطرح كردند با تعداد عجيب كشته‌شدگان و ابعاد افسانه‌اي ماجرا كه حتي چرچيل و روزولت و استالين هم به عنوان دشمنان هيتلر و پيروزمندان جنگ هرگز چنين ادعاهايي را تأييد نكردند.
وقتي صهيونيست‌ها به كمك انگليس و امريكا دولتي دست‌نشانده را در آلمان بر سر كار آوردند و موضوع هولوكاست را مطرح كردند ميليون‌ها نفر كه شاهد وقايع جنگ بودند، همگي با حيرت و تعجب موضوع را انكار كردند به همين خاطر صهيونيست‌ها دولت دست‌نشانده آلمان را مجبور كردند تا قانوني وضع كند كه كسي جرأت طرح سؤال دربارة وقايع نگاري جنگ و ايجاد شبهه درباره هولوكاست را نداشته باشد. در حالي كه درباره هيچ موضوع ديگري در هيچ كجاي جهان مانند چنين قانوني، ممنوعيت پرسشگري وجود ندارد.

بازتاب: نخستين بار بحث هولوكاست از چه زماني مطرح شد؟
رامين: سال 1946 بعد از پايان جنگ بعضي از يهودي‌ها در آمريكا آن را مطرح كردند در دادگاه نورنبرگ هيچ كس آن حرفها را جدي نگرفت، ولي بعد از شكل‌گيري اسرائيل و به خصوص پس از جنگ شش روزة اسرائيل با كشورهاي مسلمان در سال 1967 موضوع هولوكاست ناگهان به صورت يك اصل خدشه ناپذير تبليغات جهاني يهوديان درآمد.

بازتاب: در همان موقع هم تعداد شش ميليون نفر مطرح بود؟
رامين: بله، اما هيچ كس آن را باور نمي‌كرد و به همين دليل قانون منع انكار هولوكاست را در اروپا وضع كردند.

بازتاب: چرا كساني مثل روزولت و چرچيل و استالين از در انكار برنيامده و نگفتند كه نخير، چنين موضوع و يا اين تعداد جمعيتي نبوده است؟
رامين: آنان كه پيروز جنگ بودند و مي‌خواستند آلمان را با همه هستي‌اش در اختيار بگيرند، چرا از سخنان و اقدامات يك گروه افراطي كه چنين جلوه مي‌دهند كه آلماني‌ها شش ميليون يهودي را سوزانده و از بين برده‌اند، جلوگيري كنند؟! انكار آن سودي برايشان نداشت، اما تأييد آن چون خلاف عقلانيت و واقعيت بود، هرگز توسط آنان انجام نگرفت.

بازتاب: چرچيل كه به گفته شما، برآمده از حمايت‌هاي لابي‌هاي صهيونيسم بود، چرا شخصي مثل استالين كه با آرمانها و اقدامات صهيونيست‌ها مخالفت داشت، اقدام به نفي اين شايعه نمي‌كند و يا سران ديگر كشورها يعني در آن موقع كه هنوز بسياري مدارك موجود بوده و حتي جنازه‌هاي جنگي هم موجود بوده، هيچ مقام رسمي نسبت به اين ادعا، كه صحت نداشته و درست نيست واكنشي نشان نداده است؟

رامين: در آن موقع كه دغدغه اصلي امريكا ـ انگليس و شوروي ايجاد اسرائيل و انتقال باقي‌مانده يهوديان اروپا به فلسطين بود، از هر شايعه‌اي كه وحشت يهوديان اروپا را افزايش دهد، استقبال هم مي‌كردند و از آن در توجيه اخلاقي حمايت خويش از اسرائيل بهره مي‌گرفتند.

بازتاب: يعني در آن زماني كه اين ادعا مبني بر سوزانده شدن يهودي‌ها توسط هيتلر مطرح شده بود؟
رامين: تبليغ ماجراي شش ميليون كشته ابتدايي نيست. پس از پايان جنگ؛ از سال 1946 يهوديان آمريكا مدعي‌العموم شدند و آنها ابتداً بحث از كشتار سازمان يافته يهوديان كردند و اشاره خاصي هم به تعداد آنها نكردند. بعد از آن آمار و ارقام توليد كردند مثلاً گفتند، چون شش ميليون يهودي در اروپا بوده و از آنها اثري در دست نيست، پس اينها كشته شده‌اند و بعدها ادعا كردند كه در آسشويتس كوره‌هاي آدم‌سوزي بوده تا آخر ماجرا. اين بحث كوره‌هاي آدم‌سوزي به بعد از شكل‌گيري اسرائيل برمي‌گردد؛ يعني از دهه 50 به بعد، با اين آمار و ارقام كه فلان قدر كشته شده‌اند، مطرح شد و از سال 1967 به ابزار تبليغاتي ثابت يهوديان در آمد.
اين «رويزيونيست‌ها» همچون پروفسور «فوريسون» و پروفسور «روژه گارودي» و «ديويد اروين» و «سايرين»، بحثشان اين است كه آماري با چنين اعداد و ارقامي وجود ندارد.

بازتاب: روژه گارودي كه تا سه ميليون نفر را پذيرفته است؟
رامين: حاصل ده‌ها سال تلاش دانشمندان اين است كه بگويند اصلاً چنين جمعيتي از يهوديان در آنجا وجود نداشته است.

بازتاب: در اين زمينه دو بحث است؛ نخست اين ‌كه بگوييم شش ميليون نفر نبوده و مثلا سه ميليون يا يك ميليون يا چند صد هزار بوده؛ يعني اصل موضوع صحت داشته است و دوم اينكه‌ تمامي حوادث اردوگاه‌ها و واقعه كوره‌هاي آدم‌سوزي، يك قضيه جعلي و ساختگي است؟
رامين: بحث‌هاي مختلفي در اين‌باره است. من الان در حال ارايه يك بحث تاريخي، كه پژوهشگران مستقل آن را تدوين كرده‌اند، هستم؛ يعني همانطوريكه در ابتدا گفتم تمامي اين حرفهاي من انتقال روايت‌هايي است كه مطرح شده و من فعلاً قصد قضاوت دربارة آنها را ندارم. الان صدها جلد كتاب و سند وجود دارد كه انتشار آنها در غرب ممنوع است.
ولي حرف اساسي ما اين است: چيزي كه بعدها به نام هولوكاست مطرح شد، پرونده‌اي شده درباره جنگ دوم اروپا كه عليه ملت شكست خورده آلمان و اتريش طراحي شده و توسط امريكائي‌ها و انگليسي‌ها هم پس از جنگ هر نوع سوء استفاده‌اي عليه تمام بشريت به ويژه مسلمانان از آن به عمل آورده‌اند.

اخيراً هم پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد، در سال گذشته موضوع هولوكاست را مطرح كردند، صهيونيست‌ها آمدند بسياري از اسناد و مدارك مربوط به پيش از جنگ را كه آمار و ارقام واقعي يهوديان را نشان مي‌داد كه مثلا چقدر يهودي در كجا و چگونه زندگي و فعاليت مي‌كردند را نابود كردند و از جمله جايي كه نابود شد و شايد ارزش‌مندترين اسناد جهان درباره اين موضوع بود كه همه سوزانده و نابود شد، روزنامه هشتاد سالة «پراوادا» چاپ مسكو بود. ساختمان اين روزنامه در شب 21 بهمن سال 1384 آتش گرفت و تمام آرشيو شماره‌هاي تاريخي آن و عكس‌هايش سوخت و نابود شد و هيچ اثري هم از آن باقي نماند و هيچ كس و هيچ خبرگزاري در دنيا در حد وسعت اين جنايت تاريخي آن را منعكس نكرد و مورد پيگيري قرار نداد؛ يعني تقريبا يك ماه و نيم پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد موضوع هولوكاست را مطرح كرد و بنده هم بحث بازخواني پرونده آن را طي يك مصاحبه مبسوط با خبرگزاري فارس خواستار شدم و دهها رسانه‌ غربي به ويژه روزنامه «هاآرتص» اسرائيل يك هفته سرمقاله‌هايي در اين باره مي‌نوشت كه اگر اين پيشنهاد بازخواني پرونده هولوكاست اتفاق بيفتد چه حوادثي به ضرر اسرائيل و غرب پيش مي‌آيد و چگونه مي‌توان با آن برخورد كرد!

به هر حال منظور از اين پيشنهاد تدارك مقدماتي بود كه چگونگي شكل‌گيري شوراي امنيت سازمان ملل و ساير نهادهايي كه پس از جنگ ايجاد شدند و بر سرنوشت جهانيان حاكم شدند و اسرائيل را به وجود آوردند را براي افكار عمومي جهان روشن كنيم.
تمام غرب و همه مردم جهان (به خصوص مسيحيان غرب) مي‌توانند با اين بازخواني پرونده هولوكاست دريابند كه وقتي اسرائيل به كمك آمريكا و انگليس ايجاد شد، كشورهاي آمريكا و انگليس تحت سلطه اسرائيل در آمدند يعني شكل‌گيري اسرائيل با دولت‌هاي آنان بوده، ولي الان همين گروه صهيونيست‌ها كه اسرائيل را به كمك آمريكا و انگليس درست كرده‌اند، در خود اين كشورها و بر تمام غرب حاكم و صاحب قدرت شده‌اند. ما مي‌بينيم سياستمداري مثل جيمي‌كارتر كه تمام قدرت و ثروت آمريكا را به هنگام رياست جمهوري خود در اختيار اسرائيل قرار مي‌داد، بيست و پنج سال بعد، در حالي كه روزهاي پاياني عمرش را مي‌گذراند عليه اسرائيل و صهيونيست‌ها موضع‌گيري مي‌كند! در حالي كه خوب مي‌داند با اين حرف خود، از صحنه تاريخ سياسي غرب پاك مي‌شود. اين حقيقت نشان مي‌دهد كه همين الان هم كينه‌اي مخفي در دل دولت‌مردان آمريكايي و انگليسي و ساير غربي‌ها نسبت به يهود هست. ولي جرأت ابراز آن را ندارند. به اين شكل كه وقتي شما در پشت صحنه با اينها مذاكره مي‌كنيد، با شما هم‌فكري مي‌كنند، ولي در انظار عمومي عليه هر كس كه بر ضد اسرائيل حرف بزند، جبهه مي‌گيرند.

در حال حاضر، افكار عمومي جهان سرشار از نفرت نسبت به صهيونيسم و يهود است. شما مي‌توانيد نمونه‌اش را در كنفرانس جهاني ضدنژاد پرستي دوربان آفريقاي جنوبي كه دوازده هزار نفر از اعضاي سازمان‌هاي غيردولتي سراسر جهان در آن شركت كردند و از قضا تنها دو هفته پيش از 11 سپتامبر 2001 برگزار شد، ببينيد كه همه شركت كنندگان در يك بيانيه رسمي اعلام كردند كه اسرائيل و صهيونيسم، نژادپرست هستند؛ و بايد اين رژيم آپارتايد هم نابود شود و اسرائيل بايد از بين برود؛ وقتي اين حرف را زدند، رئيس‌جمهور اسرائيل گفت كه اينها از تهران خط گرفته‌اند و نخست‌وزير و وزير خارجه اسرائيل هم اذعان كرد كه نفوذ و انديشه جمهوري اسلامي آن كنفرانس را هدايت ‌كرده است.

در آن زمان نمايندگان سه دولت آمريكا، انگليس و اسرائيل به حالت قهر اين كنفرانس را ترك كردند. وقتي كنفرانس تمام شد و ديدند كه تمامي افكار عمومي جهان، عليه صهيونيسم بسيج شده و به حمايت از جريان مقابل صهيونيسم برخاسته، هنوز شركت‌كنندگان در اين كنفرانس به كشورهاي خودشان بازنگشته بودند كه برج هاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورك منفجر شدند و جهت را كاملاً تغيير دادند.
در حالي كه در اين كنفرانس افكار بشريت عليه صهيونيسم را نشان داد،‌ با اين اقدام ورق برگشت و مسيحيت در برابر مسلمانان قرار گرفت و اسرائيل و صهيونيسم از تيررس افكار عمومي در حاشيه امن قرار گرفت. شرايط اين كنفرانس واقعا بسيار عجيب و مهم بود و به نظر من علت العلل حادثه 11 سپتامبر 2001 بوده است. با وقوع اين حادثه پرونده‌ تصميمات كنفرانس دوربان بسته شد و ديگر هيچ خبر و نشاني از آن نيست.

وضعيت افكار عمومي جهان دركنفرانس دوربان را در نظر بگيريد تا متوجه ضرورت وقوع حادثه 11 سپتامبر براي اسرائيل بشويد تا بعد ببينيد كه چرا بعد از سخنان سال گذشته آقاي احمدي‌نژاد و سپس پيشنهاد بازخواني پرونده هولوكاست، آرشيو هشتاد ساله پراودا آتش مي‌گيرد و نابود مي‌شود تا تمامي اسناد ماجراي جنگ دوم و هولوكاست نابود شود و از دسترسي محققان كميته حقيقت‌ياب در آينده براي هميشه دور شود.

بحث ما اين است كه ظاهراً هولوكاست به ما ارتباطي ندارد و حوادثي كه در آمريكا و شوروي و اروپا و جاهاي ديگر اتفاق افتاد، هم به ما ارتباطي ندارند، اما در وراي ظاهر اين قضايا تمامي نتايج جنگ دوم غربي‌ها و عوارض ادعاي هولوكاست، بر تمام جهان و حتي بر ما امروزه حكومت مي‌كند. اين‌كه امروز پس از 27 سال كه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد، مجبوريم حق وتو را بپذيريم، در چهارچوب شوراي امنيتي كه صهيونيست‌ها پس از جنگ دوم اروپايي شكل دادند و انگليس و آمريكا به عنوان پيروزمندان جنگ اروپا بر سرنوشت جهان حاكم شدند، زندگي كنيم. اينها از عوارض هولوكاست و ادعايي است كه هيچ ارتباطي به ما نداشته، ولي الان ما مجبوريم اسرائيل را در قلب جهان اسلام تحمل كنيم كه كانون فتنه، جنگ و جنايت عليه مسلمان‌ها شده و امنيت و پيشرفت كشورهاي مسلمان را كاملا مختل كرده و آنان را به جان هم مي‌اندازد، همه اينها از عوارض ادعاي هولوكاست است.

بازتاب: اين يك نوع نگاهي است كه اعتقاد شخص شما به آن اشكال ندارد، اما اگر ما رسما بخواهيم بگوييم كه سازمان ملل، شوراي امنيت و كل نظام بين‌الملل را نامشروع مي‌دانيم، امكان فعاليت و روابط ما با جهان، منتفي است. هرچند خود شما گفتيد كه طرح گسترده موضوع هولوكاست، مربوط به دهه 50 بوده، تشكيل سازمان ملل، شوراي امنيت و حتي اسرائيل مربوط به دهه 1940 است؟

رامين: ما كه نمي‌توانيم شرايط ظالمانه بر خود و بر جهان را تا ابد تحمل كنيم و وظيفه انساني و اسلامي ما پيگيري عدالت براي ايجاد صلح و امنيت پايدار براي بشريت است. امروز بازخواني پرونده هولوكاست، بازخواني ماجراهاي جنگ دوم اروپا است كه شكل‌دهنده حاكميت امروز جهان است. اگر اين پرونده باز شد، يك افشاگري و روشنگري عليه حاكمان امروز جهان شكل مي‌گيرد كه شرايط فعلي جهان را تغيير خواهد داد.
اين كنفرانس هولوكاست كه در تهران برگزار شد، به اعتراف شركت‌كنندگان و نخبگان كشورهاي مختلف جهاني، دومين كنفرانس تاريخي است كه در تهران برگزار مي‌شود و چهره جهان را تغيير خواهد داد. كنفرانس اول در سال 1943 به رهبري آمريكا و شوروي و انگليس در تهران برگزار شد كه اداره جهان را ميان خود تقسيم كردند و اراده صهيونيست‌ها را برخود براي تشكيل اسرائيل پذيرفتند.

امسال كنفرانس «بررسي هولوكاست، بازتاب جهاني»، در واقع با پيگيري بازخواني پرونده هولوكاست، جهان را از شر سلطه صهيونيست‌ها رها خواهد كرد و اين برداشتي است كه همه آگاهان و صاحب‌نظران از اين قضيه دارند.
پس نه جمهوري اسلامي ناآگاهانه وارد اين قضيه شده و نه آنهايي كه از سراسر كشورهاي غربي به تلاطم افتاده و هم‌زمان با اين كنفرانس، در اسرائيل و آلمان و فرانسه و آمريكا چهار كنفرانس براي مقابله با كنفرانس تهران برگزار مي‌كنند، ناآگاهانه وارد اين قضيه شده‌اند! بلكه مي‌دانند عوارض اين بازخواني و حقيقت‌يابي ماجراهاي جنگ دوم اروپا چه تحولاتي را براي جهانيان به همراه دارد.

بنده تأكيد مي‌كنم كه ما نه رويزيونيست هستيم و نه نژادپرستيم، نه ضدهيچ نژادي هستيم و نه ضد نژاد يهوديم،‌ نه نژادپرست آلماني هستيم و نه در اختلافات «يهوديت و مسيحيت» طرفدار يا مخالف يك جريان هستيم. در برابر اين همه تناقضات و مطالب مطرح‌شده در اروپا كه عوارض آنها ناخواسته به ما مربوط شده‌اند، ما طالب حقيقت هستيم ما حقيقت‌ياب و حقيقت‌جو هستيم و تنها نقش داوري را در اين تعارضات غربي‌ها بر عهده گرفته‌ايم.

بازتاب: پس هنگامي كه ما به عنوان يك محقق و پژوهشگر، وارد بازخواني اين پرونده‌ مي‌شويم، اگر اثبات شد واقعه هولوكاست واقعيت دارد، نبايد آن را نفي كنيم، و حتي اگر به نفع ما نباشد، بايد با ديد بي‌طرفي با آن برخورد كنيم و ديگر سخن اينكه براي چنين تحقيق و پژوهشي، نيازي نيست دولت و وزارت خارجه خود را داخل كنند و حتي اگر بناست دولت كاري بكند، بايد با يك ساز و كار تعريف شده‌اي مثل خود آنهاكه وقتي عليه ما پرونده سازي مي‌كنند از طريق سازمان ملل يا همان پرونده دادگاه ميكونوس كه عليه مقامات ما پرونده‌سازي شد، وارد عمل شوند و فضاي توجيه منطقي بايد درست كنند. ما وقتي چنين كاري مي‌كنيم به جاي آن‌كه يك پرونده در مقابل پرونده‌هايي كه عليه ما در غرب تشكيل شده، عليه آنها در ايران درست كنيم، دوباره همين موضوع سبب بازگشايي پرونده ديگري عليه ما مي‌شود.
بايد مكانيزمي تعربف كنيم كه مثلاً‌ از طريق سازمان كنفرانس اسلامي يا سازمان ملل يا اتحاديه‌هاي دانشگاهي و يا جاهاي ديگر حرف‌هاي خود را بزنيم.


رامين: طرح بنده نيز همين بود كه مثلاً با تشكيل يك «NGO» از داخل يا خارج براي بازخواني اين پرونده اقدام كنيم و از طريق مجامع بين‌المللي موضوع را پيگيري كنيم. ولي بررسي‌هايي كه انجام گرفت، ديديم كه در جهان كسي جرأت طرح و پيگيري اين موضوع را ندارد.
هر كس كه سخني گفته يا مطلبي منتشر كرده، قبل از اينكه امكان هر نوع پيگيري را داشته باشد بلافاصله خفه‌اش مي‌كنند.حتي همان موقع مطرح شد كه كنفرانس غيردولتي برگزار شود و دولت ما هم از آن حمايت كند، اما معلوم شد كه هيچ بازتابي در جهان نخواهد داشت و كاملا بايكوت خبري مي‌شود، نه مي‌گذارند كسي را دعوت كنيم و نه اگر كسي آمد، مطرح مي‌شود و بالاخره بازتابي نخواهد داشت به همين دليل نظام اسلامي براي شكستن اين جو رواني ايجاد شده در جهان و تغيير موضع انفعالي ما و اصلاح شرايط در عرصه بين‌المللي تصميم به شكستن اين تابو در عرصه بين‌المللي گرفت.

در مصاحبه‌ها و سخنراني‌ها گفته شد كه مي‌توان به صورت غير دولتي بحثي را مطرح كرد و ديگران را هم دعوت كرد، اما بررسي ها و تحقيقات و تجربيات نشان داد كه هيچ تأثيري كه مورد نظر باشد از اين طريق بدست نمي‌آيد و بايد حتماً يك نظام مستقل و حتي يك ملت عدالت خواه با اقدام خود، جرأت طرح سؤال را به همة‌ حقيقت طلبان و اصلاح طلبان جهاني بدهد.
حتي ديديم كه آقاي احمدي‌نژاد در سخنراني چند ماه پيش خود گفتند: تا كي ما بايد تاوان جنگ جهاني دوم و هولوكاست را كه هيچ ارتباطي هم به ما نداشته است را بدهيم؟

غربي‌ها امروز به بهانه وقوع هولوكاست صدها كلاهك هسته‌اي را در دست رژيم جعلي اسرائيل عليه ما و ساير ملل مسلمان قرار داده‌اند.
اين را بدانيد كه هيچ كس در اين مملكت نيست كه نداند «بازخواني هولوكاست» كل باند صهيونيسم را با او روبرو خواهد كرد! بنابراين گرچه اصل اين كنفرانس براي طرح سؤال درباره ماهيت هولوكاست، يك اقدام رسمي حكومتي در سطح تحقيق و مطالعه و پژوهش بود، اما پيگيري بعدي يعني تأسيس «بنياد جهاني هولوكاست» و تشكيل «كميته حقيقت‌ياب» به صورت «NGO» بين‌المللي و با حضور نخبگان و صاحب نظران از سراسر جهان ادامه خواهد يافت.

بازتاب: آخر اين‌كه ما از سازوكارهاي مخصوص استفاده نكنيم و مثلا بگوييم شوراي امنيت و سازمان ملل را قبول نداريم كه نمي‌شود. البته اولين جايي كه شروع به نقد ديپلماسي تنش‌زدايي در كوران دولت و اقتدار آقاي خاتمي كرد، سايت «بازتاب» بوده است. در آن زمان، رهبري هم از دولت حمايت مي‌كرد، ولي اين ناشي از سياست ايشان است كه از دولت‌ها يك حمايت كلي مي‌كند، و اين به معني آن نيست كه ايشان صد درصد موافق سياست يادشده بودند و حتي در سخنراني‌هايشان نيز آن را نقد مي‌كردند. حال دليل نمي‌شود به جاي مرعوبيت و به اصطلاح تنش‌زدايي كه دولت‌هاي آقايان هاشمي و خاتمي در زمينه بين‌الملل در پيش گرفته بودند، چنين سياست و رويكردي را در پيش بگيريم و از تفريط به دام افراط بيفتيم.

رامين: شما مي‌دانيد ما درون نظام خودمان تحت امر رهبري همه راه‌ها را رفته‌ايم؛ يعني دولت آقاي هاشمي شيوه خودش را رفته و دولت آقاي خاتمي شيوه خودش را و رهبري هم حمايت و هدايت كرده‌اند. امروز همه به اين نتيجه رسيده‌اند كه تمام اين راه‌ها،‌ نتيجه نمي‌دهد و بايد راه‌هاي نو و ابتكاري ديگري در پيش گرفت.
مطمئن باشيد برگزاري يك كنفرانس علمي ـ پژوهشي جنگ عليه سازمان ملل نيست! جنگ عليه غرب و مسيحيت و يهوديت هم نيست! شما مطمئن باشيد تمام مسيحيان و اروپايي‌ها و امريكائيها از اين كه مطلع بشوند كه چرا شصت سال است بيهوده پول ماليات به صهيونيست‌ها مي‌دهند تا آنها فلسطين را اشغال كنند و مسلمانان را بكشند، قدردان شما خواهند بود.

شما مطمئن باشيد از اينكه يهوديان جهان مي‌بينند كه اگر عده‌اي از آنها در جنگ دوم كشته شده‌اند و مابقي آنها به فلسطين تبعيد شده‌اند و شصت سال است كه صهيونيست‌ها به نام يهوديت «مسلمان‌كشي» مي‌كنند و به همين دليل روزبه روز نفرت جهاني از قوم يهود بيشتر مي‌شود، بسيار نگران هستند و از روشنگري در قضاياي جنگ دوم استقبال مي‌كنند و از اينكه ابزار سوء استفاده صهيونيست‌ها و رژيم اشغالگر فلسطين قرار نگيرند، حتماً خوشحال خواهند شد. شما مطمئن باشيد از اينكه نخبگان آلمان و اتريش و سوئيس ملت خويش را احياناً از يك اتهام وحشتناك تاريخي مبني بر «انسان‌سوزي» نجات دهند، حتماً‌ قدرشناس خواهند بود. شما مطمئن باشيد از اينكه دولتمردان غرب بدون سايه سنگين اسرائيل و بدون سلطه صهيونيسم برخود، روابط حسنه‌اي با جهان اسلام برقرار كنند، قطعاً ملت‌هايشان شكرگزار خواهند بود ... پس نگران نباشيد و از پيگيري حقايق و اصلاح شرايط ناامني حاكم بر بشريت همگي استقبال كنيم. مي‌خواهم بگويم كه نظام درگير اين قضيه است و ممكن است كسي تصور كند كه احمدي‌نژاد بدون محاسبه درگير اين قضيه شده و چند نفر غيركارشناس هدايتش كرده‌اند و مثلاً پوست خربزه‌اي زير پايش انداخته‌اند و به اين موضع‌گيري كشانده‌اند. براي طرح چنين ذهنيتي حتي يك شاهد مثال وجود ندارد. حتي نقل قولي نيست كه مثلا يك نفر بگويد كه امام خامنه‌اي در جايي، ولو با اشاره با برگزاري اين كنفرانس مخالفت كرده‌اند.

البته اين‌كه ما يك طرف قضيه هولوكاست قرار بگيريم و اصل آن را نفي كنيم، چون اطلاع كافي و كامل از آن نداريم من موافق نيستم. هدف از برگزاري اين كنفرانس اين است كه آن سيستمي كه غرب از اين طريق بر ما مسلط كرده، مورد سؤال قرار گيرد. صحبت بر سر تدوين يك استراتژي است، نه يك تاكتيك و يا يك عمليات فيزيكي.

بازتاب: اين‌كه مي‌گوييد تصميم و استراتژي نظام عوض شده و در صدد است كه تأثيرگذار باشد، ناشي از چيست؟ و چرا اكنون چنين تصميمي گرفته شده است؟
رامين: جهان استكباري به پايان خط سلطه‌طلبي خود رسيده است. و فشار غيرمنطقي بر ما و ظلم بر مسلمانان غير قابل تحمل شده‌ است.

بازتاب: اينها بحث‌هاي تئوريك است كه مي‌گوييد، در حالي كه محل بحث ما درباره استراتژي نظام است؟
رامين: آمريكا به عنوان ابرقدرت يگانه به آخر خط خود رسيده و سلطه صهيونيسم در كل جهان و به ويژه غرب با يك انقلابات شديد دروني در افكار عمومي روبه‌رو است كه تمام جهان غرب در حال انفجار قرار گرفته است. صهيونيسم آيندة يهوديت را به خطر انداخته و قدرت‌هاي جديدي در حال شكل‌گيري در جهان هستند كه همه بلوك‌بندي‌هاي سابق را به هم زده‌اند. از اين طرف جمهوري اسلامي در خاورميانه به يك جايگاه كاملا جديدي دست يافته است. اگر ما از اين جايگاه نتوانيم به موقع استفاده كنيم، اين فرصت به راحتي از ما گرفته خواهد شد و ما را به موضع منفعلانه گذشته و حتي بدتر برمي‌گردانند.

بازتاب: ما در بحث‌هاي تئوريك با هم اختلافي نداريم و در بسياري از اين موارد با هم فصل مشترك هم داريم. اتفاقي كه ما مي‌گوييم مبناي استراتژي جديد است، كه دولتي طي انتخابات گذشته بر سر كار آمده و حرف‌هاي نو و مباحثي را هم مطرح كرده است، ولي سخن اين است ‌كه استراتژي كشور از طريق يك دولت تعيين نمي‌شود؛ مثل پرونده هسته‌اي كه رهبري استراتژي آن را تعيين كرده‌اند. اگر ما و شما آمديم و با نشريات، حركات و فعاليت خود، استراتژي خاصي را تنظيم و ارايه كرديم، يقينا مثمرثمر مي‌شود، اما وقتي آن را به دولت گره زديم به خاطر محدوديت عمر دولت‌ها آن استراتژي پايدار نمي‌شود و به طبع استراتژي نخواهد بود. البته ما معتقد نيستيم كه هولوكاست بهترين گزينه است.

رامين: هم‌اكنون بحث اين كميته حقيقت‌ياب هولوكاست از دست دولت خارج شده و ما به عنوان يك «NGO» با همكاري نخبگان سراسر دنيا، به حقيقت‌يابي و بازخواني هولوكاست مي‌پردازيم كه شركت‌كنندگان اين كنفرانس با تأسيس «بنياد جهاني هولوكاست»، اينجانب را به عنوان دبيركل انتخاب كرده‌اند كه دفتر مركزي اين بنياد جهاني فعلاً در تهران است و به شرطي كه دولت‌هاي اروپايي، از جمله آلمان، اجازه آزادي بيان را براي محققان مستقل تضمين كنند، ما مركزيت آن را از تهران به برلين منتقل خواهيم كرد و يك شوراي مركزي موقت هم از پنج كشور غربي تشكيل شده كه كارهاي مربوطه را انجام مي‌دهند و تنظيم اساسنامه و مرامنامه و مقدمات تشكيل كنفرانس بعدي را سامان مي‌دهند.

به هر حال از آنجايي كه عده‌اي از انگليسي‌ تبارها، ملت آلمان را به عنوان آدم‌سوز معرفي مي‌كنند كه هولوكاست را پديد آورده، و با همين ادعا آنها را جنايتكارترين ملت جهان جلوه داده‌اند،‌ از همين رو، مردم آلمان، يكي از اصلي‌ترين متقاضيان پرونده بازخواني هولوكاست هستند. از طرف ديگر دانشمندان آلماني وديگران تحقيقاتي كه كرده‌اند نشان مي‌دهد كه انگليسي‌تبارها ده‌ها برابر آلماني‌ها جنايت عليه بشريت كرده‌اند؛ چه در تسخير قاره آمريكا كه دست كم صد ميليون سرخپوست را قتل عام كردند و چه جناياتي كه سه قرن متوالي در قاره آفريقا انجام داده‌اند و چه جنايات ديگري كه در كره، ژاپن و ويتنام مرتكب شده‌اند و چه فتنه‌گري‌هايي كه الان مي‌كنند!
الان شما ببينيد انگليسي‌ها دور ما مرز كشيده‌اند كه اينجا عراق است، اينجا اردن است، اينجا مصر و غيره و با تحميل بعضي دولت‌هاي دست‌نشانده خود، ارتباط مسلمانان را قطع و اتحاد و همگرايي ما را غير ممكن كرده‌اند. بعدها هم آمريكا كمك كرد تا اين مرزبندي‌ها تثبيت شود.

به ما مي‌گويند شما حق نداريد آن سوي مرز را نگاه كنيد، اما خودشان هر وقت دلشان خواست مي‌آيند اشغال مي‌كنند، مي‌كشند و مي‌كوبند و مي‌برند.
جنگ اول اروپا را آنها راه‌ مي‌اندازند، قحطي در كشور ما پديد مي‌آيد! جنگ دوم اروپا در آنجا برگزار مي‌شود، كشور ما را اشغال مي‌كنند! رضاخان را كه همين انگليسي‌ها سر كار گذاشته‌اند، مي‌گويند بايد برود و پسرش بيايد! و ما هميشه تماشاچي بوده‌ايم! امروز مي‌خواهيم ناظر فعال باشيم. ما مي‌خواهيم محيطي فراهم كنيم براي آزادانديشان و متفكراني كه در جهان امروز با خفقان‌هاي ايجاد شده، اجازه سخنراني و فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي ندارند.
شما مي‌بينيد دولت‌هاي غربي، كثيف‌ترين افراد جامعه ما را كه دستشان به خون انسان‌هاي بي‌گناه آغشته است و با معيار خودشان هم تروريست هستند را در كشورهاي خود پناه داده، و مورد حمايت قرار مي‌دهند و عليه منافع ملي ما به كار مي‌گيرند. چرا ما بهترين اشخاص و افراد غرب كه محقق و انديشمند هستند را به عنوان يك اقدام انساني، حمايت نكنيم؟

تا چه زماني ما بايد منتظر باشيم كه غرب براي ما برنامه‌ريزي كند؟ از ابتداي انقلاب تاكنون، پرونده‌هاي متعددي عليه ما مطرح شده: از ادعاي جنگ‌طلبي تا حمايت از تروريسم، از نقض حقوق بشر تا مخالفت با صلح خاورميانه و دمكراسي و هر زمان كه غربي‌ها اراده كردند، يكي از اين پرونده‌ها را روي ميز گذاشتند و به ما فشار وارد كرده‌اند كه پرونده هسته‌اي، آخرين و جديدترين پرونده‌ سازي آنها عليه ماست. آيا ما نبايد براي گردنكشان غرب پرونده جنايات مكرر آنها عليه بشريت را بازگو و بازخواني كنيم.

بازتاب: اين موضوع مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، اما به شرطي كه اولا يك مجموعه سازگار از مفاهيم را پيگيري كنيم، ثانياً روش و مسيري كه براي رسيدن به اين هدف انتخاب مي‌كنيم، متناسب با اعتقاداتمان باشد.
رامين: ما در مسيري كه قرار گرفته‌ايم به يك همفكري و همراهي جمعي احتياج داريم. اين يك عرصه نو در تعامل ملي و ايجاد تفاهم جهاني است. همه به تجربيات و تذكرات يكديگر محتاجيم. اگر رسانه‌هاي ما در اين عرصه وارد بشوند مي‌توانند فصلي نو در تاريخ معاصر بشر را رقم بزنند

انشاء الله.                                                        منبع:بازتاب ۶ دي ۱۳۸۵


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 0:25  توسط دانش پژوه  |