تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام

ضرورت‌هاى تحقق نهضت نرم افزارى 
ضرورت نهضت نرم افزارى و لزوم حركتى جدى به سمت تحوّل فرهنگى در جامعه اسلامى بر همگان روشن است. به همين جهت، بهتر است به افق‌ها و افق گشايى هاى ضرورى بحث بپردازيم. در ابتدا به دو نكته اشاره مى كنيم: 
الف) با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران، اسلام ظهور دوباره اى يافته و راه جديدى را پيش روى بشر به سمت حيات معنوى و در عين حال تأمين معيشت در سايه معنويت گشوده است. اگر ما نتوانيم اين ايده ها و آرمانهاى نوينى را كه در پيش روى بشر معاصر قرار گرفته است، تبديل به برنامه هاى علمى براى زندگى بشر كرده و به بشر معاصر عرضه كنيم اما راه عملى رسيدن به آن ايده ها را ارائه ندهيم، فرهنگ رقيب دوباره سيطره پيدا مى كند؛ در نتيجه، آن دسته از امكانات دنيايى كه در اختيار جهان اسلام است، به نفع فرهنگ غرب مصادره مى شود. به تعبير ديگر، آنچه امروزه در قالب جنگ جهانى چهارم تحقق پيدا كرده، در واقع، جنگ دو ايدئولوژى بر سر كل جامعه جهانى است. نظريه برخورد تمدنها نيز روى ديگر اين سكه است. آنچه مسلم است وجود تعارض ميان دو ايدئولوژى است: يكى ايدئولوژى پيروز در غرب؛ يعنى ايدئولوژى اى كه بعد از رنسانس شكل گرفته و به اصطلاح بر ساير ايدئولوژيهاى برآمده از مدرنتيه غلبه كرده است كه همان ليبرال دموكراسى است و ديگرى ايدئولوژى اسلام. 
امروزه عالم ميدان چالش بين اين دو ايدئولوژى است و طبعا هر ايدئولوژى اى كه پيروز شود نيروهاى انسانى و امكانات رقيب را به نفع خود مصادره مى كند. اگر ايدئولوژى غرب پيروز شود، همه امكانات فراوان اقتصادى و مقدورات انسانى و سرمايه هاى اجتماعى دنياى اسلام را از نو به نفع فرهنگ خود مصادره مى كند؛ يعنى مسلمانان دوباره در مدار تعريف آنها زندگى خواهند كرد و مجددا قيد و بند آنها بر قلب و زبان و دست و پاى مسلمانها بسته خواهد شد. امّا اگر ما بتوانيم سازوكار عملى براى تحقق اهداف اسلام در جهان ارائه دهيم و ساز و كارهاى كارامد و ناظر به واقعيت و در عين حال برآمده از آرمانهاى اسلام فرا روى بشر و جهان معاصر با همه پيچيدگيهايش قرار دهيم؛ حتى مى توانيم همه آن دارايى هاى دنياى غرب را به نفع تمدن اسلامى مصادره كنيم. بنابراين، چيزى كه الان پيش روى ما وجود دارد، اين است كه ايده هاى اسلام را تبديل به سازوكارهاى قابل تحقق كرده و عملياتى نماييم و اين همان نهضت گسترده اى است كه ما در دنياى اسلام، بويژه دنياى تشيّع داريم. البته يك سوى اين نهضت، حوزه هاى علميه قرار دارند. اين مسؤوليت متوجه حوزه ها است كه نسبت به معارف دينى و ارائه تفقه جامع دينى بازنگرى كنند. سوى ديگر آن هم، متوجه محافل علمى است كه بايد در جهت توليد علم هماهنگ با معارف دينى تلاش نمايند. بقیه این مقاله را در ادامه همین مطلب بخوانید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:19  توسط دانش پژوه  | 

بيانات رهبر انقلاب در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى شيراز14/ 02/ 87

" گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد ..."

.....در بيانات نماينده‏ى انجمنهاى اسلامى دانشگاه شيراز هم حرفهاى خيلى خوبى گفته شد كه اينها حرفهاى دل ماست. اينجا هم من اين بيان را يك پرداختى بكنم: ببينيد، شما ميگوئيد كه ما شعار عدالت ميدهيم؛ دانشجو را ميگيرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نميگيرند. قوه‏ى قضائيه چنين، يا دستگاه مسئول چنان. خوب، اينجا شما بايد زرنگى كنيد؛ يك لحظه از درخواست و مطالبه‏ى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‏ى اين فكر هم با همه‏ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگى‏تان اين باشد: گفتمان عدالت خواهى را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‏سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‏بينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروه‏هاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا به‏عنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا به‏عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‏بينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‏اى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‏ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‏اى ميتوانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى به‏عنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‏ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى ميكند؛ لذا نميتوانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد؛ شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء ميخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را ميكنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى ميكند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‏ى دلها و زبانها و اراده‏ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست، اميد به شما جوانهاست؛ اين را بدانيد. بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خوانديد، ميگويد: وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم‏ /كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن‏
نرنجيد؛ دنبال كار برويد. همين مطلب را عيناً خطاب به آن برادر عزيزى كه به عنوان نماينده‏ى جامعه‏ى اسلامى، بسيار متين و شيوا مطالبى را بيان كردند، عرض ميكنم. اين حرفها، حرفهاى دل ماست؛ منتها فرق ما و شما اين است كه ما بر اثر تجربه‏ى روزگار فهميده‏ايم كه يك مقدارى بايد انسان تحمل و صبر كند، شما جوانيد و تازه از راه رسيده و پرشور و بى‏صبر! همه‏اش خوب است، غير از اين بى‏صبرى. البته اين هم علاج ندارد. نه اينكه بخواهم بگويم خيلى علاج دارد؛ نه، ما خودمان هم اين دوره‏ى شما را گذرانده‏ايم، ميدانيم چه‏جورى است؛ ولى بالاخره اين را من ميخواهم به شما بگويم كه همه‏ى اين چيزهائى كه شما گفتيد و شعارش در اين كشور داده شده، به حول و قوه‏ى الهى و به اذن‏اللَّه تحقق پيدا خواهد كرد. ..... متن کامل را در ادمه همین مطلب بخوانید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:5  توسط دانش پژوه  | 

بيانات رهبر معظم انقلاب در آيين گشايش كنگره‌جهاني بزرگداشت حافظ

بسم الله الرحمن الرحيم  الحمدالله و الصلوه علي رسول‌الله و علي آله الطاهرين المعصومين

به حسن خلق و وفا كس به يار ما نرسد     تو را در اين سخن انكار كار ما نرسد

اگر چه حسن‌فروشان به جلوه آمده‌اند        كسي به حسن و ملاحت به يار ما نرسد

به حق صحبت ديرين كه هيچ محرم راز      به يار يك جهت حق‌گزار ما نرسد

هزار نفش برآمد ز كلك صنع و يكي           به دلپذيري نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار كائنات آرند                   يكي به سكه صاحب عيار ما نرسد

دريغ قافله عمر كانچنان رفتند                 كه گردشان به هواي ديار ما نرسد 

بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او    به سمع پادشه كامكار ما نرسد

بهترين فاتحه سخن، در بزرگداشت اين عزيز هميشگي ملت ايران و گوهر يگانه فرهنگ فارسي، سخني از خود او بود كه اين غزل به عنوان ابراز ارادتي به خواجه شيراز، بزرگ شاعر تمامي قرون و اعصار، در حضور شما عزيزان برادران و خواهران و ميهمانان گرامي خوانده شد. ....ادامه مطلب را بخوانید.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:51  توسط دانش پژوه  |