تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - گفتار زیبای رهبر و مرادم (1)

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام

جنبش نرم افزارى چرا و چگونه؟

 

سخنرانى مقام معظم رهبرى در دانشگاه امير كبير

حضور در جمع شما عزيزان جوانانى كه بدون هيچ مبالغه و اغراقى بايد بگويم ستارگان درخشانى هستيد كه اسمان اينده اين كشور را نورباران كرده ايد بسيار شيرين و زيباست . امديوارم هر كدام از شما در طول سالى كه ان شاء الله در اين دنيا و در اين كشور و در ميان مردمتان زندگى موفقى خواهيد داشت بتوانيد همچنان نورانى تر به دلها و جان هاى مردم خوب اين كشور مدد برسانيد براى يك مجموعه ى جوان انسان نمى تواند هيچ آميزه اى را زيباتر از آميزى علم و معرفت و تحقيق و روشنفكرى و دين و احساسات معنوى و شور دينى و انقلابى فرض كند.

ما در دانشگاه هاى صنعتى

و اما من براى اين دانشگاه احترام زيادى قائلم سابقاً هم به اين دانشگاه رفت و امد كرده ام اين جا در واقع مادر دانشگاه هاى صنعتى كشور است قديمى ترين و شايد پركارترين دانشگاه صنعتى در دوران هاى مختلف اندكى پيش در جلسه اساتيدعزيزمان آقاى رئيس محترم دانشگاه از پيشرفت ها و توسعه كمى و كيفى دانشگاه در سال هاى بعد از انقلاب گزارشى دادند كه حقيقتاً مايه خرسندى و خشنودى است البته من در نفس خود به اين قانع نيستم اين دانشگاه و همه دانشگاه هاى كشور را برخوردار از توسعة بيشتر علمى و عملى و تحقيقى آرزو مي‌كنم و اميدواريم كه به اين آرزو هم برسيم.

دو خاطره

براى شروع مطلب بد نيست دو خاطره از اين دانشگاه را براى شما عرض بكنم البته صحبت امروز من دو بخش است يك بخش من عرايضى را عرض مي‌كنم يك بخش هم به سئوالات پاسخ خواهم داد در بخش اول مطالبى كه عرض خواهم كرد عمدتاً مربوط به دانشگاه و مسائل مورد علاقه‌ى دانشگاه و دانشجو خواهد بود.

آن دو خاطره مربوط به سالهاى اول انقلاب است.

خاطره اول، خط امام

يك خاطره مربوط به جلسات متعددى است كه با جمعى از دانشجويان در اين دانشگاه گذاشته بوديم.

تعدادى از آن دانشجويان الان هم هستند و بعضى از آنها جزو مسئولان كشور و از چهره‌هاى نسبتاً معروفند جلساتى را گذاشته بودند و از بنده از يك طرف و از بنى صدر – كه آن وقت هنوز رئيس جمهور هم نبود – از سوى ديگر دعوت كرده بودند تا ما دربارة ماهيت خط امام بحث كنيم عده‌اى از همان روز اول منكر بودند كه چيزى به نام خط امام وجود ندارد: مى گفتند خط امام چيست!‌براى تبيين ماهيت و حدود خط امام جلسات متعددى در اين جا تشكيل شد كه براى من فراموش نشدنى است.

خاطره دوم شغل آينده

يك خاطره ى ديگر هم آن حرفى است كه از قبول بنده مكرر نقل شده است در اين دانشگاه بود كه بنده ان مطلب را گفتم در زمان رياست جمهورى در اين دانشگاه سخنرانى داشتم و به سوالات پاسخ دادم يكى از دانشجويان در سوال كتبى خود از من پرسيد كه شما بعد از رياست جمهورى قصد داريد چه شغلى انتخاب كنيد چون همه نوع حدسى زده مى شد – من گفتم براى خودم شغلى در نظر نگرفته ام و مى دانم هرچه پيش مى آيد اما همين قدر بگويم كه اگر امام من را مامور عقيدتى سياسى گردان انتظامى زبل بكنند و بگويند به ان جا برو من دست زن و بچه ام را مى گيرم و به زابل مى روم و در آن جا مسئول مسئول عقيدتى سياسى آن گردان مى شوم يعنى من هيچ خواسته ى مشخصى در اين زمينه براى خودم قائل نيستم.

بنده خوشبختانه از سوابق نسبت به دانشجو و فضا و محيط علمى اين دانشگاه گرايش قبلى داشته ام امروز هم دارم دانشگاه بسيار خوب و مغتنمى است و اميدوارم كه ان شاء الله اين فرصت را پيدا كند كه نقش بارز خودش را در وظايفى كه بر عهده ا هست همواره ايفا كند.

و اما مطلبى كه مى خواهم با شما در ميان بگذارم من مى خواستم به برادران عزيز در جلسه ى اساتيد اين مطلب را بگواما فرصت نشد لذا ان را ابتدا عرض مى كنم و آن اين است كه يكى از وظايف مهم دانشگاه ها عبارت است از نو انديشى علمى مساله ى تحجر فقط بلاى ايستايى و پايبند بودن به جزمى گراييهايى كه بر انسان تحميل شده بدون اين كه منطق درستى به دنبالش باشد – يك بلاست آنچه كه براى يك محيط علمى و دانشگاهى وظيفه ى آرمانى محسوب مى شود اين است كه در زمينه ى مسائل علمى نو انديش باشد معناى واقعى توليد علم اين است توليد علم فقط انتقال علم نيست. نوآورى علمى در درجه اول اهميت است. اين را من از اين جهت مى گويم كه بايد يك فرهنگ بشود اين نوانديشى فقط مخصوص اساتيد نيست مخاطب ان دانشجويان و كل محيط علمى هم است.

قدرت و جرات علمى

البته براى اين نو آورى علمى كه در فرهنگ معارف اسلامى از ان به اجتهاد تعبير مى شود – دو چيز لازم است يكى قدرت علمى و ديگر جرات علمى البته قدرت علمى چيز مهمى است و هوش وافر ذخيره ى علمى لازم مجاهدت فراوان براى فراگيرى چيز هايى است كه براى به دست آمدن قدرت علمى لازم است اما اين كافى نيست اى بسا كسانى كه از قدرت علمى هم برخوردارند اما ذخيره انباشته ى علمى آن ها هيچ جا كاربرد ندارد.

كاروان علم را جلو نمى برد و يك ملت را زا لحاظ علمى به اعتلا نمى رساند بنابراين جرات علمى لازم است.

البته وقتى از علم صحبت مى شود ممكن است در درجه ى اول علوم مربوط به مسائل صنعتى و فنى به نظر بيايد – كه در اين دانشگاه هم بيشتر مورد توجه است – اما من به طور كلى و مطلق اين را عرض مى كنم علوم انسانى علوم اجتماعى علوم سياسى علوم اقتصادى و مسائل گوناگونى كه براى اداره ى يك جامعه و يك كشور به صورت علمى لازم است به نو آورى و نو انديشى علمى يعنى اجتهاد احتياج دارد.

عيب دانشگاه ها

آن چيزى كه در فضاى علمى ما مشاده مى شود – كه به نظر من يكى از عيوب بزرگ محسوب مى گردد – اين است كه ده ها سال است كه ما متون فرهنگى و خارجى را تكرار مى كنيم مى خوانيم حفظ مى كنيم و بر اساس آن تعليم و تعلم مى كنيم اما در خودمان قدرت سئوال و ايجاد خدشه نمى يابيم بايد متون علمى را خواند و دانش را از هر كسى فرا گرفت اما علم بايد در روند تعالى خود با روح هاى قوى و استوار و كارآمدى كه جرات پيشبرد علم را داشته باشند همراه بشود تا بتواند پيش برود انقلاب هاى علمى در دنيا اين گونه به وجود آمده است.

تقويت بنيه علمى

عزيزان من!‌ ما امروز در كشورمان به پيشرفت علم نياز داريم امروز اگر ما براى علم سرمايه گذاري، مجاهدت و تلاش نكنيم فرداى ما فرداى تاريكى خواهد بود كسانى تلاش مى كنند كه روند كار علمى را كند يا متوقف كنند و يا مورد بى اعتنايى قرار دهند اما امروز در كشور يكى از فرايض حتميى براى اين نسل – كه در درجه اول هم اين فرضيه بر دوش شما دانشگاهيهاست – عبارت است از تقويت بنيه ى علمى كشور است اما اگر علم نداشته باشيم اقتصادمان صنعتمان حتى مديريت و مسائل اجتماعيمان عقب خواهد ماند امروز كسانى كه دارند بر دنياى خدايى مى كنند ان دستهاى مرموزى كه امور اختيار صنايع عظيم انسانى و مادى دنيا را در دست گرفته اند و همه‌ى اقيانوسها و همه‌ى تنگه هاى حساس دريايى زير چشم آنهاست و هر جا مى خواهند دخالت مى كنند با ابزار علم بود كه توانستند بشيريت را به اين خاكستر بنشانند لذا براى مقابله با كار آنها علم لازم است.

جرات نوآوري

اگر بخواهيد از لحاظ علمى پيش برويد بايد جرات نوآورى داشته باشيد استاد و دانشجو بايد از قيد و زنجيره جزمى گرى تعريفهاى علمى القا شده و دايمى دانستن آنها خلاص بشوند البته اشتباره نشود من كسى را به آنارشيزم علمى و به مهمل گويى علمى توصيه نمى كنم در هر زمينه آن كسانى كه از دانشى برخوردار نيستند اگر بخواهند به خيال خودشان نوآورى بكنند به مهمل گويى مى افتند ما در زمينه برخى از علوم انسانى و معارف دينى داريم اين آدماهاى ناوارد بدون اين كه از ذخيره و سواد كافى برخوردار باشند وارد ميدان مى شوند و حرف مى زنند و به خيال خوشان نوآورى مى كنند كه در واقع نوآورى نيست مهمل گويى است بنابراين در زمينه مسائل علمى من اين را توسيه نمى كنم.

روشمندي

بايد فرا گرفت اما نبايد صرفاً مصرف كننده فرآورده‌هاى علمى ديگران بود بايد علم را به معناى حقيقى كلمه توليد كرد البته اين كار روشمندى و ظابطه لازم دارد مهم اين است كه اين روح نوآورى علمى در محيط دانشگاه زنده بشود و زنده بماند البته من خوشبختانه اين شوق و ميل را در دانشجويان احساس كرده بودم و در اساتيد هم آن را مى بينم اينها بايد دست به دست هم بدهد و سطح علمى كشور را بالا ببرد آن وقتى كه علم با هدايت ايمان عواطف صحيح و معرفت روشن بينانه و آگاهانه همراه بشود معجزه‌هاى بزرگى مى كند و كشور ما مى تواند در انتظار اين معجزه‌ها بماند من درباره تعبد علمى و تسليم جزمى گرى علمى در علوم مختلف شدن اين اشاره را كردم.

به طور علمى معتقدم كه يك خود آگاهى جمعى بايد در همه ى محيطهاى علمى نسبت به فرهنگ وارداتى و تحكم آميز و زور گويانه غربى به وجود بياييد . اين مساله تهاجم فرهنگى يى كه ما مطرح كرديم.

بعضيها بشدت از آن آزرده شدند و گفتند چرا مى گوييد تهاجم فرهنگى در حالى كه تهاجم فرهنگى وسط ميدان مشغول مبارزه طلبيدن است بعضيها سعى كردند كه آن را در گوشه و كنار پيدار كنند اين تهاجم مخصوص برخى از پديده‌هاى ظاهرى سطحى نيست مساله اين است كه يك مجموعه‌ى فرهنگى در دنيا با تكيه به نفت حق وتو سلاح ميكربى و شيميايى بمب اتمى و قدرت سياسى ميخواهد همه باروها و چارچوبهاى مورد پسند خودش براى ملتها و كشورهاى ديگر را به آنها تحميل كند.

ترجمه‌اى فكر كردن

اين است كه يك كشور گاهى به تفكر ذائقه‌ى ترجمه اى دچار مى شود فكر هم كه مى كند ترجمه اى فكر مى كند و فرآؤرده هاى فكرى ديگران را مى گيرد البته نه فرآورده‌هاى دست اول فرآورده‌هاى دست دوم نسخ شده دستمالى شده و از ميدان خارج شده اى را كه آنها براى يك كشور و يك ملت لازم مى دانند و از راه تبليغاتى به آن ملت تزريق مى كنند و به عنوان فكر نوبا آن ملت در ميان مى گذارند . اين براى يك ملت از هر مصيبتى بزرگتر و سخت تر است.

شكستن جزميتها

بايد مغزهاى متفكر استاد و دانشجوى ما بسيارى از مفاهيم حقوقى اجتماعى و سياسى را كه شكل وقالب غربى آنها در نظر بعضى مثل وحى منزل است و نمى شود درباره اش اندك تشكيكى كرد در كارگاههاى تحقيقاتى عظيم علوم مختلف حلاجى كنند، روى آنها سوال بگذارند، اين جزميتها را بشكنند و راههاى تازه يى پيدا كنند هم خودشان استفاده كنند هم به بشريت پيشنهاد كنند امروز كشور ما محتاج اين است امروز انتظار كشور ما از دانشگاه اين است.

توطئه دشمن در دانشگاه

دانشگاه بايد بتواند يك جنبش نرم افزارى همه جانبه و عميق در اختيار اين كشور و اين ملت بگذارد تا آن كسانى كه اهل كار و تلاش هستند با پيشنهادها و با قالبها و نو آوريهاى علمى خودى بتوانند بناى حقيقى يك جلامعه‌ى آباد و عادلانه مبتنى بر تفكرات و ارزشهاى اسلايم را بالا ببرند امروز كشورما از دانشگاه اين راه مى خواهد دانشگاه را مشغول چه كارى بكنند كه دانشجو و استاد را از اين راه باز بدارند؟ يقين بدانيد يكى از چيزهايى كه امروز مورد توجه سرويسهاى اطلاعاتى است اين نكته است ببينند چگونه مى توانند دانشجوى بيدار و دانشگاه آگاه ايرانى را از آن راهى كه مى تواند به اعتلاى كشوربينجامد منصرف كنند و مانعش بشوند.

من البته درباره تفكر و فهرنگ وارداتى غرب بارها صحبت كرده‌ام بعضى ممكن است اين را حمل بر نوعى تعصب و لجبازى كنند نه اين تعصب و لجبازى نيست.

براى به زنجير كشيدن يك ملت هيچ چيزى ممكنتر و سهلتر از اين نيست كه قدرتمندان عالم بتوانند باورهاى آن ملت و آن كشور را بر طبق نيازهاى خودشان شكل بدهند.

منبع:http://basijjahani.blogfa.com/
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 21:2  توسط دانش پژوه  |