تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - گفتار زیبای رهبر و مرادم (2)

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام

دشمن خودباورى

هر باورى كه يك ملت را به اتكاى به خود، اعتماد به نفس، حركت به جلو و تلاش براى استقلال و آزادى و ادار كند شمن خونى آن كسانى هستند كه مى خواهند با قدرت متمركز همه ى دنيا را در اختيار بگيرند و به نفع خودشان همهى بشريت را استثمار كنند لذا با آن فكر مبارزه مى كنند در نقطه ى مقابلش سعى مى كنند با راهها و شيوه‌هاى مختلف افكار و باروها و جهت گيريهايى را در ميان آن ملت ترويج كنند كه به گونه اى بينديشد كه آنها مى خواهند وقتى آن طور انديشيد آن گونه هم عمل و حركت خواهد كرد.

تئورى سازي

اين يك ابزار خيلى رايج است تئورى سازى استعمارى اين كار را از اول انقلاب در ايران كرده‌اند و الان هم دارند مى كنند در جاهاى ديگر دنيا هم انجام داده‌اند مخصوص اين دوران هم نيست.

در قرن نوزدهم انگليسيها جنگ و لشكر كشيهاى استعمارى را شروع كردند به آفريقا و‌اسيا و هند و جاهاى ديگر مى رفتند و كشور ها را تصرف مى كردند و انسان ها را به بردگى مى گرفتند امروز دهها ميليون سياه پوست آمريكايى كه در آن شرايط زندگى مى كند از اولاد همان بردگانى هستند كه همين آقاهاى متمدن قرن نوزدهم آنها را از آفريقا و از ميان خانواده ها و از آغوش پدر و مادرهايشان بيرون كشيدند و براى كارگرى و مزدورى و نوكرى به آنحا بردند. اين كار ها جنايت هاى آشكار بود براى اين كه بتوانند اين كار هاى خلاف عقل و خلاف شرع و خلاف همه ى قوانين بشرى را به گونه اى توجيح كنند برايش تئوريهاى به اصطلاح روِشنفكرى و روشنفكر پسند درست مي‌كردند خود نام «استعمار» يكى از همين تئوريهاست يعنى براى آبادى اين مناطق مى رويم عيناً همين مطلب امروز در دنيا وجود دارد كسانى كه مى خواهند بر روى زندگى و منابع انسانى ملت ها كار كنند و از آن بهره بردارى نمايند يكى از كارهاشان تئورى سازى براى ملت هاست.

تئوريهاى وارداتى

من مى خواهم محيط دانشگاه و جوان دانشجوى خودمان را توجه بدهم كه مواظب تئوريهاى وارداتى غربى كه هيچ هدفى جز حفظ آن روابط تحكم آميز غرب با كشور هايى از قبيل كشور ما را ندارد باشند البته تحت نام هاى مختلف خيلى حرف ها زده مى شود؟ اما هدف يم چيز بيشتر نيست اين انقلاب و اين نظام و اين حركت عظيم مردمى آمده و اين سلطه واتوريته ى تحكم آميز غربى را در اين كشور شكسته است امروز در كشور ما ارزشهاى غربى به صورت قانونى و رايج وجود ندارد امروز دادن منافع كشور به بيگانگان در كشور ما يك امر مذموم محسوب مى شود امروز سفره اى را كه با هزاران طمع در اين كشور پهن كردن بودند بخصوص آمريكاييها جمع شده مى بينند. اين براى مراكز قدرت و تسلط جهانى خسارت كمى مى بينند اين براى مراكز قدرت و تسلط جهانى خسارت كمى نيست براى برگرداندن اوضاع به صورت قبلى چه كار كنند؟ اوايل انقلاب ناشيانه آمدند و جنگ روبه رو راه انداختند ولى وقتى بينى شان به خاك ماليده شد فهميدند راهش اين نيست لذا به جنگ فرهنگى متوسط شدند جنگ فرهنگى كار آسانى نيست كار زبدگان است لذا زبدگان مى نشينند فكر مى كنند و نسخه مى نويسند و متاسفانه عده يى هم در داخل همان ها را رله مى كنند آنها حرف هايى را مى زنند عده يى هم فارسى آن را مى گويند و شكل بومى به آن حرف ها مى دهند بايد مراقبت اينها بود.

صورت مساله را پاك نكنيد

من در اين زمينه حرفهاى زيادى با محيط دانشگاه و جوان دانشگاهى و استاد دانشگاهى دارم اين حرف ها حرفهاى جدى است بايد با اينها مواجه شد نبايد صورت مساله را پاك كرد و رفت خاطر جمع يك گوشه نشست بعضيها مى خواهند صورت مساله را پاك كنند وقتى مى گوييم دشمن مى گويند دشمن چيست وقتى مى گوييم توطئه مى گويند شما بدين هستيد نمى شود با پاك كردن صورت مساله قضيه را تمام كرد قضيه كه حل نمى شود بايد فكر كرد.

البته علت اينكه من اين را با قشر دانشگاهى در ميان مى گذارم به خاطر اين است كه براى دانشگاهى احترام قائلم من ارزش دانشگاه را براى كشور با همه وجود حس مى كنم دانشگاه نقطه ى اوج خدماتى را كه مى تواند به يك كشور ارائه تامين مى كند دانشگاه براى كشور خيلى مهم است.

خدمات متقابل انقلاب و دانشگاه

البته انقلاب و دانشگاه خدمات متقابل فراوانى دارند اگر بنا باشد ما فهرستى از خدمات متقابل انقلاب و دانشگاه تهيه كنيم يك فهرست طولانى خواهد شد.

دانشگاه خدمات بزرگى به انقلاب كرده است از سال 42 كه نهضت اسلامى به ميدان آمد دانشگاه جزو اولين جاهايى بود كه انقلاب كرد البته آن روز فضاى دانشگاه فضاى كاملاً نامطلوبى بود اما عناصر دانشگاهى از استاد و دانشجو به صورت تك و در اقليت مطلق از فضا نهر اسيدند و پاسخ دادند.

دانشگاه در خط مقدم

در طول مبارزه از سال 42 تا 57 – پانزده سال – يكى از عناصر صفوف مقدم دانشگاه بود كه بنده از نزديك شاهد آن فعاليت بودم الان عده اى هستند كه تفسير ها و تعبير هاى مطلوب خودشان رتا ارائه مى كنند در دانشگاه نبودند بعضيهاشان حتى در ايران هم نبودند در اروپا از دور تماشا مى كردند گاهى حوصله ى تماشا هم نداشتند و از خبر ها هم مطلع نبودند اينها حالا مى آيند و راجع به خدمات دانشگاه مى گويند! مطلع نبودند كه دانشجو در آن موقع چه كسى بود چه كار مى كرد در دانشگاه چه كار مى شد و چه احساسات و چه تلاش و چه مجاهدتى وجود داشت گفت:

موذن بانك بى هنگام برداشت
نمى داند كه چند از شب گذشته است
درازى شب از چشمان من پرس
كه يك دم خواب در چشمم نگشته است

در آن دوران ما دانشگاه را از نزديك مى ديديم وقتى كه نهضت به دور افتاد دانشگاه بتدريج گداخته شد؛ تا اين كه سال آخر حضور دانشگاه خيلى از محيط هاى ديگر را تحت تاثير و تحت الشعاع قرار داد انقلاب هم كه پيروز شد جرو اولين كسانى كه در قدم هاى اول پيروزى انقلاب نقشهاى بسيار موثرى را بر عهده گرفتند عناصرى از دانشگاهيها بودند كه من همين امروز در بين اساتيد محترمى كه در جلسه حضور داشتند ناگهان بعضى از اين دوستان را ديدم و خاطراتى از همان روز هاى ورود امام و نقش اينها در ذهنم زنده شد در جاهايى كه نه نام نه نان و نه شهرت كاذب مطرح بود فقط مجاهدت خالصانه و مخلصانه ديده مى شد بعد هم در دوران جنگ سه هزار شهيد دانشجو تقديم انقلاب و اسلام مى شود كه از اين تعداد نود نفر متعلق به دانشگاه شماست اينها چيز هاى كمى نيست اينها خدمات دانشگاه است.

خدمت انقلاب به دانشگاه

1- نجات از انفعال 2- آشتى با مردم

انقلاب هم به دانشگاه خدمات بزركى كرد كه به نظر من بزرگترين خدمت انقلاب به دانشگاه دو چيز بود يكى اين كه احساس هويت مستقل ملى را به دانشگاه داد و دانشگاه را از رو به بيگانه داشتن و مجذوب و مبهوت بيگانه بودن و منفعل در مقابل بيگانه بودن نجات داد قبل از انقلاب اين گونه بود دوم اين كه دانشگاه را با مردم آشتى داد دانشگاه قبل از انقلاب يك جزيره تك افتاده در ميان اقيانوس خروشان مردم بود از عناصر استثنائى استاد و دانشجوى مومن و متعهد و خوب كه بگذريم در آن موقع محيط غالب دانشگاه اين طورى بود كه اگر شما به دانشگاه وارد مى شديد بايد به فرهنگ عمومى به ايمان عمومى به باور هاى عمومى به دلبستگيهاى مردمى پشت مى كرديد.

دغدغه شخصى

محيط دانشگاه براى اكثريت بزرگى از استاد و دانشجو محيط دغدغه هاى صرفاً شخصى بود غير از عده يى كه سياسى و مبارز بودند دغدغه ى ساير افراد دغدغه هاى شخصى بود دغدغه هاى اجتماعى نداشتند و درد هاى جامعه خروشان را حس نمى كردند مهمترين آرزو براى يك دانشجو در آن موقع اين بود كه بتواند وسيله اى به دست بياورد و خودش را به خارج از مرز ها برساند.

مجذوب غرب

دانشگاه مجذوب غرب بود و نمى خواست نوآورى بكند نه اين كه استاد و دانشجو ميل به اين معنا نداشتند فرهنگ غالب بر دانشگاه اين فرهنگ نبود فرهنگ وابستگى بود كه رژيم شاه هم آن را بشدت ترويج مى كرد آن كسانى كه در داخل دانشگاه داعيه ى روشنفكر هاى كافه اى و بريده ى از مردم بودند خيلى از آنها بعد از انقلاب رفتند و الان در كشور هاى اروپايى باز هم كافه يى اند و بيشترين محيطشان محيط كافه هايست! دانشگاه چنين وضعى داشت انقلاب دانشگاه را از اين دو آفت بزرگ نجات داد دانشگاه را خود انديش، مستقل داراى اعتماد به نفس داراى قدرت توليد فكر و توليد علم مرتبط با قشر هاى مختلف مردم مرتبط با فرهنگ مردمى و متصل به دلبستگيها و عشق ها و جاذبه هاى موجود در ميان مردم قرار داد اين اهميت خيلى زيادى دارد.

دو خطر بزرگ

من به شما بگويم اين دو نكته نكات مهمى هستند كه اگر از طرف بيگانگان و دشمنان خطرى دانشگاه را تهديد بكند بمباران همين دو مركز اساسى و مهم است اعتماد به نفس را از دانشگاهى بگيرند بخواهند فكر ها و تئوريهاى ترجمه يى را وارد محيط دانشگاه كنند و به مغز دانشجو و استاد رسوخ دهند و آنها را از ايمان و دلبستگيهاى مردم جدا كنند. اين ان خطر اساسى است علاج هم عبارت است از حفظ اتصال فكرى با توده هاى مردم و بشدت چسبيدن و متمسك شدن به ريشه هاى اصولى انقلاب عزيزان من ارتباط با انقلاب را هر چه بيشتر بايد مستحكم كرد ما ملت ايران در محيط بين المللى شان و جايگاه و هويت خودمان را گم كرده بوديم انقلاب اين هويت و جايگاه و شان را به ملت ايران برگرداند.

ارتجاع به نام گفتمان

امروز تئوريسسين ها و تبليغاتچيهاى غربى درصددند خط ارتجاع به غرب – خط برگشت به همان تحليل پذيرى غربى – ار دوباره برگردانند به عنوان يك حرف نو البته همان طور كه گفتم حرف نو تئوريى جهانى شدن و تئورى تغيير گفتمان . مى گويند دانشجوى اين دوره ديگر نمى تواند دانشجوى دوران ضد استعمارى باشد مى گويند دوران ضديت با استعمار و استكبار و مرگ بر استكبار گفتن گذشته است دوران عدالتخواهى و تبرى و تولاى سياسى تمام شده است گفتمان جهانى شدن گفتمان واقع بينى گفتمان پيوست به نظم نوين جهانى يعنى سياهى لشكر آمريكا شدن اين جهانى شدن اسمش جهانى شدن است اما با طنش آمريكايى شدن است معنايش اين است كه ملت ايران عليرغم مجاهدت هايى كه كرده على رغم پرچم هايى كه بر قله پيروزى كوبيده على رغم بيدارى عظيمى كه در ملت هاى مسلمان به وجود آورده بايد دوباره مثل دوران قبل از انقلاب سياهى لشكر و عمله و ابزار تامين منافه آمريكاييها بشود (شعار مرگ بر آمريكا حضار) هدف به صورت لخت و پوست كنده جز اين چيز ديگرى نيست اما مى خواهند در زير نام هاى زيبا – جهانى شدن و تحول و پيشرفت – اين هدف را پنهان كنند.

اتهام انحصار طلبى براى انحصار طلبى

البته بيست سال است كه دستگاه ها و تئوريسين هاى غربى دارند اين حرف ها را تكرار مى كنند چند سالى عم هست كه در داخل كشور ما يك عده آدم هاى غافل و نادان يا مغرض و مجذوب با زبان هاى مختلف اين حرف ها را بيان مى كنند مساله يى كه براى نظام با اصطلاح ليبرال دمكراسى – كه نه ليبرال است نه دموكراسى يعنى نظام استكبار و استعمار جهانى – و كمپانيهاى صهيونيستى و همپيمانان و همراهانشان مطرح است هيچ چيز نيست جز كه بتوانند از مراكز قدرت خودشان كاملاً انحصار طلبانه و تمامت خواهانه كنترل همه مراكز اساسى منافع جهانى را دراختيار داشته باشند انقلاب را به انحصار طلبى متهم مى كنند براى اين كه انقلاب از سر راه انحصار طلبى آنها برخيزد دنيا را به عنوان دهكده ى جهانى معروف مى كنند براى اين كه خدايى اين دهكده را در اختيار بگيرند شعار وحدت فرهنگى و جهانى گرى فرهنگى مى دهند براى اين كه فرهنگ خودشان را بر تمام فرهنگ هاى عالم مسلط كنند.

قرائت هاى مختلف از منافع آمريكا

در زمينه ى مسائل مربوط به خودشان در زمينه ى فرهنگ غربى در زمينه فرهنگهايى كهزمينه ساز استعمار بوده اجازه ى كوچكترين خدشه و مناقشه يى در سطح بين المللى به هيچ كسى نمى دهند اما از شما مى خواهند كه در فرهنگ و باور ها و عواطف و اصول خودتان معتقد به تكثر و چند قرائتى باشيد اجازه بدهيد در ايمان و فكر و فرهنگ و پايه هاى مستحكم اصولى شما هر كس طبق برداشت خودش حرف بزند و ظاهار نظر كند اما نسبت به خودشان چنن چيزى را اجازه نمى دهند هيچ كسى در سطح دنيا اجازه ندارد نسبت به منافع آمريكا نگاهى چند قرائتى داشته باشد هر جا منافعشان اقتضا كند با قاطعيت وارد مى شوند اگر بپرسند بر چه اساس وارد شده ايد يك مبناى فكرى هم برايش درست مى كنند.

زور گويى

همين چند روز قبل از اين گفته شد كه طرحى در كنگره ى آمريكا مطرح شده كه رئيس جمهور اين گشور حق داشته باشد مخالفات خودش را در هر منطقه يى از دنيا ترور كند اگر بپرسند چرا استدلالى براى آن مطرح مى كنند اسدلالى كه توجيه كننده ى منافع آمريكاست اما از من و شما مى خواهند ما هم با همان ديد به آن استدلال نگاه كنيم و با همه ايمان آن را قبول نماييم زور گويى از اين بالاتر؟!

سركوب انتخابات آزاد

چهار پنج سال قبل از اين در الجزار انتخابات ازادى برگزار شد اما تا ديدند اين انتخابات به پيروزى چند نفرى كه‌انها را نمى پسنديدند منتهى خواهد شد يازماندهى و كمك كردند و يك كودتاى نظامى بهراه انداختند و مردم رتا سركوب كردند همه هم در دنيا اعتراف مى كردند كه آن انتخابات ازاد بود مظهرى از مردم سالارى – و به قول آنها دموكراسى – بود اما در عين حال كوبيدند و سركوب كردند اگر كسى سوال مى كرد چرا سركوب مى كنيد برايش استدلالى مطرح مى كردند چون اسلامگرا سركار مى آيند و‌انها با نظرات ما در زمينه ى مسائل جهانى و دمكراسى مخالفند! يعنى براى خودشان پايه هاى اصولى فرهنگى و فكرى را تعريف مى كنند به هيچ كس هم در دنيا اجازه نمى دهند كه در اين پايه ها مناقشه و خدشه يى بكند و حرف مخالفى بزند.

قرائت هاى مختلف از دين براى نفى دين

اما پايه هاى فكرى شما و اصول و مبانى و ارزشها و دلبستگيهاى مستحكم و اثبات شده ى فكرى اسلامى را مورد مناقشه قرار مى دهند و اگر بگويند چرا اعتراض مى كنند چند قرائتى است اين يك قرائت است آن هم يك قرائت است لذا به پلوراليزم فرهنگى متعدد مى شوند اگر بگوييد چرا شما را به دگم بودن و تحجر گرايى متهم مى كنند كه چرا شما با پلوراليزم فرهنگ مخالفيد در حالى كه خودشان در زمينه تعريف منافع و مفاهيمى كه اين منافع بر آن مبتنى است به هيچ وجه معتقد به پلوراليزم نيستند و آن را قبول نمى كنند!

آنچه دانشجو بايد بداند

اينها كه بايستى جوان مسلمان و جوان دانشجو از سر آگاهى نسبت به اين اهداف و مطامع فكر كند تصميم بگيرد حرف بزند و اقدام بكند عده يى به عنوان حرف نو همان حرف ها را به فارسى بر مى گردانند و درباره اش حرف مى زنند و مقاله مى نويسند و همه ارزشهاى يك انقلاب و پايه مستحكم فكرى يك ملت را مورد خدشه و مناقشه قرار مى دهند در حلى كه اينها حرف نو نيست اينها حرف هاى شناخته شده است منشا اين حرف ها و نگيزه ى گويندگانش هم معلوم است آن كسانى كه اين فكر و فرهنگ را توليد كرده اند براى همين مقصود بوده است كه بر ملت ها و كشورها و فرهنگ هاى ديگران مسلط بشوند آيا اين درست است كه ما بياييم حرف آنها را ترجمه و تكرار كنيم؟!

بايد هاى دانشگاه

البته دانشگاه در اين زمينه مى تواند نقش مهمى داشته باشد بنده طرفدار دانشگاهى هستم كه 1- اصولى 2- اعتلا طلب 3- رو به مردم 4- فعال 5- و از لحاظ علمى و فكرى پرنشاط باشد. هرگز من دانشگاه و دانشگاهى را به صورت محافظه كارى و اكتفا به آنچه كه امروز از فكر و فرهنگ و معرفت در دست دارند توصيه نمى كنم نه دانشگاه بايد دايم نردبان تعالى را طى كند و پيش برود من معتقدم محافظه كارى و اكتفاى به آنچه داريم و نداشتن همت و بلند پروازى در همه ى زمينه هاى فكر و فرهنگ قتلگاه انقلاب است انقلاب اساساً يعنى گام بلند كه پشت سرش بايد گام هاى بلند ديگرى برداشته شود. بايد مفاهيم را درست فهميد و دانست و با حيطه بندى درست مفاهيم بايد حركت كرد.

اصلاح طلبى ذات انقلاب

امروز يكى از واژه رايج واژه ى «اصلاح طلبي» است من در نماز جمعه هم گفتم بار ها هم تكرار كرده ام بنده معتقدم اصلاح طلبى جزو ذات انقلاب است اصلاً انقلاب يعنى يك حركت بزرگ و رو به جلو كه اين حركت هرگز ايستايى ندارد و به طور دايم پيشرونده است اين پيشروندگى يعنى همان اصلاح طلبى

البته اگر آمريكاييها بخواهند بيايند به ما درس اصلاح طلبى بدهند و بگويند شما اين كار را بكنيد تا اصلاح طلب باشيد بديهى است كه ما قبول نمى كنيم زيرا آن چيزى كه او اصلاح صلبى مى داند عين ارتجاع به گذشته است اگر امروز به جاى حكومت مردمى پر نشاط و مستقل شجاع جمهورى اسلامى در اين كشور يك حكومت پادشاهى مرتجعانه ى مطيع غرب بود اينها آن را اصلاح طلب مى دانستند آنگونه اصلاح طلبى براى خودشان خوب است.

قرائت آمريكا از اصلاح طلبى

اگر آن نوع اصلاح طلبى خوب است بروند براى خودشان عمل كنند.

اصلاح طلبى – با معناى درست اين كلمه – جزو لاينفك انقلاب است و يك دانجشوى مسلمان نمى تواند اصلاح طلب نباشد اصلاح طلبى يك پز سياسى و وسيله يى براى جذب دل اين و آن نبايد استفاده كرد از آن براى موجه كردن چهره نبايد استفاده كرد. اصلاح طلبى يك تكليف و يك مجاهدت است دولت و ملت موظفند اصلاح طلب باشند البته اجازه ندهند كه اصلاح طلبى را ديگران براى آنها تعريف كنند. خودشان بايد اصلاح خودشان را بشناسند جستجو كنند تشخيص بدهند و تعريف كنند.

نقطه مقابلش هم اصلاح طلبى آمريكايى و اصلاح طلبى بيگانه پسند است.

نسل سوم انقلاب

يكى از حرفهايى كه امروز محور جنگ روانى دشمن است – كه لازم است آن را بگويم – اين است كه مى گويند نسل سوم انقلاب از ايده هاى انقلاب جدا شده است بعد به دنبالش يك فلسفه هم ميگذارند – مثل همه ى فلسفه هاى قلابى و دروغين و جعلى كه فقط براى توجيه يك حرف دروغ و غلط درست مى كنند تاكسى جرات نكند بگويد اين حرف غلط است مى گويند اين حرف كتكى به يك فلسفه است آن فلسفه چيست؟ آن فلسفه اين است كه همواره در همه انقلاب ها نسل سوم از آن انقلاب روبرگردانده اند!‌ حرف دروغ حرف غلط حرف چرند! كدام انقلاب ها را مى گويند؟

انقلاب فرانسه

در سال 1789 در فرانسه انقلاب شده امام نه نسل سوم نه نسل دوم بلكه همان نسل اول از انقلاب برگشتند!‌ بعد از چهار پنج سال يك حركت عليه انقلابيون اول به وجود آورند و سه چهار سال قدرت را قبضه كردند باز بعد از چهار پنج سال عليه آنها فعاليت شد به سال 1802 كه رسيد آن چنان ماهيت اين انقلاب دگرگون شده بود كه كسى مثل ناپلئون توانست بيايد و تاج پادشاهى را روى سرش بگذارد! يعنى كشورى كه عليه سلطنت مبارزه كرده بود و لويى شانزدهم را زير گيوتين گذاشته بود بعد از ده دوازده سال وضعش به گونه يى شد كه ناپلون بناپارت آمد و تاج پادشاهى را بر سرش گذاشت و خودش را امپراتور ناميد و سال ها هم در آن كشور حكومت كرد بعد هم تا نزديك هشتاد نود سال رژيم هاى سلطنتى البته سلطنت هاى گوناگون و سلسله مختلف – در فرانسه پابرجا بود كه دائماً در حال جنگ و ابتذال و فسار بودند! آن انقلاب به نسل سوم كه هيچ، به نسل دون هم نرسيد چون پايه هاى انقلاب پايه هاى سستى بود.

خودباختگان

امروز بعد ازگذشت دو قرن بعضيها در جمهورى اسلامى خجالت نمى كشند مى آيند ايده هايى كه در زمان خودش يك انقلاب را نتوانسته به سامان برساند با تيتر درست به انقلابيون ايران تقديم مى كنند انقلابيونى كه نتوانسته اند عظيم ترين انقلاب را با پايه هاى مستحكم به وجود بياورند و سالهاى متمادى آن را در مقابل طوفان ها حفظ كنند.

انقلاب شوروى

انقلاب اكتبر شوروى هم به نسل سوم نرسيد هنوز شش هفت سال از پيروزى انقلاب نگذشته بود كه استالينيسم سركار آمد استالينى سركار آمد كه امروز در دنيا هر كس را بخواهند به گردن كلفتى و زورگويى و ظلم و بى ملاحظه گى و دورى از انسانيت متهم كنند به استالين تشبيه مى كنند! درست هم هست استالين واقعاً مظهر اين صفات بد بود حكومت به اصطلاح كارگرى كه براى طبقات ضعيف تشكيل شده بود به حكومت استبداد مطلق فردى تبديل شد! استالين حتى به حزب كمونيست هم كه در نظام شوروى همه كاره بود اجازه نمى داد كه در زمينه هايى تصميم گيرى كند با آن وضعيت خشن و عظيم

استبداد استالين

استالين يك حكومت مطلقه ى سى و چند ساله را ادامه داد هيچكس هم جرات نداشت اعتراض كند شايد شما ماجراى آن تبعيد هاى عجيب را شنيده باشيد.

اولين كتابى كه بعد از فروپاشى حكومت شوروى در تشريح اوضاع اختناق آميز دوران اتحاد جماهير شوروى منتشر شد يك رمان است – كه الان اسمش يادم نيست – دو جلدش به فارسى ترجمه شده كه من آن را خوانده ام خيلى هم قشنگ نوشته و اوضاع آن زمان را تشريح كرده است اين تازه مربوط به اوضاع بعد از استالين است كه وضعيت كاملاً فرق كگرد اما روش آن استبداد باقى ماند بنابراين مساله ى نسل دوم و سوم و اين حرف ها نبود همان اوايل كار همه چيز از دست رفته بود.

انقلاب ابدى

اين كدام فلسفه است با كدام انقلاب تطبيق شده و در كجا تجربه شده كه نسلهاى سوم انقلاب از انقلاب بر مى گردند! نخير اين بسته به اين است كه ايده ى آن انقلاب چه باشد اگر ايده هاى يك انقلاب نسل دوم و سوم و دهم را به خاطر اصالت و صحت خود قانع كند آن انقلاب عمر ابدى خواهد داشت ايده هاى انقلاب اسلامى ايده هايى هستند كه عمر ابد دارند عدالت خواهى هيچ وقت كهنه نمى شود آزادى خواه و استقلال خواهى هيچ وقت كهنه نمى شود مبارزه ى با دخالت بيگانگان هيچ وقت كهنه نمى شود اينها چيز هايى است كه هميشه براى نسلها جاذبه دارد تئوريسين هاشان نشستند بافتند ساده لوح ها هم در اينجا باور كردند گفتند نسل سوم انقلاب ايده ها را پس مى زند و چون جاذبه هاى انقلاب كم مى شود ما مى توانيم برويم انقلاب را از دست انقلابيون خارج كنيم و به دست خودمان بگيريم! «خودمان يعنى چه كساني! يعنى آن كسانى كه قبل از انقلاب سال ها بر اين كشور مسلط بودند.

نسل سوم انقلابى است

من مى گويم اين فكر بسيار ساده لوحانه و ابلهانه است مطمئن باشند همان شور و هيجان و ايمان و عواطفى كه در نسل جوان آن روز وجود داشت و توانست آن كار را بكند در اين نسل جوان هم موجود است بدانيد هر سنگى به سمت انقلاب پرتاب كنند كمانه مى كند و به سر و روى خودشان بر مى گردد انقلاب كهنه نمى شود و اتش انقلاب آنگاه كه با انبار پنبه ى پوسيده ى آنها درگير شود باز هم تازه خواهد بود و خواهد سوزاند.

دانشگاه پايگاه انقلاب

و اما در خصوص دانشگاه من معتقدم كه دانشگاه پايگاه اصلى انقلاب بوده و باز هم خواهد بود نسل جوان دانشجو اجازه نخواهد داد كه دانشگاه خانه ى امن دشمنان اين ملت و فريب خوردگان بيگانه بشود يك روز محاسبات غلطى كردند از دست خود دانشجو تو دهنى خورند امروز هم مثل اين كه باز عده يى دوباره مى خواهند همان محاسبات غلط را بكنند ولى مطمئن باشند كه از دست خود دانشجو باز هم تودهنى خواهند خورد (تكبير حضار) البته من معتقدم كه دانشگاه خود كفاست و به تزريق نيروى كمكى از بيرون احتياج ندارد امتيازى كه دانشگاه سال 79 بر دانشگاه سال 59 دارد اين است كه مروز نسل اساتيد هم همان نسل مومن و متعهد است كه ما آن را در سال 59 خيلى كم داشتين نمى گويم نداشتيم اما خيلى كم داشتين امروز بحمد الله دانشگاه هاى ما از استاد مومن از دانشجوى مومن و از مديران مومن سرشار است بنابراين من از دانشگاه ها نگرانى ندارم.

ترميم خاكريز ها

البته به شما دانشجو ها مى گويم سنگربان اين سنگر شمائيد مواظب باشيد خاكريزتان سس نشود دائم خاكريز ها را ترميم كنيد خاكريز ها خاكريز هاى فرهنگى و فكرى است اين ها را ترميم كنيد خودسازى فكرى و اخلاقى و انقلابى درونى دانشجويان يك فرضيه است – چه هر دانشجويى نسبت به خودش چه به معناى درون دانشگاه و محى دانشگاه – اين خودسازى همان ترميم خاكريز ها و سنگر هاست.

آزادى

امروز در دانشگاه بحث آزادى خيلى تكرار مى شود بعضى مى گويند آزادى دادنى نيست گرفتنى است من مى گويم آزادى هم دادنى است هم گرفتنى است و هم آموختنى است «آزادى دادنى است» يعنى چه؟ يعنى مسئولان حكومت ها اجازه ندارند حق طبيعى آزادى – يعنى آزادى قانونى – را از كسى سلب كنند البته اين لطفى نيست كه حكومت ها مى كنند بايد آزادى را بدهند و اين يك وظيفه و تكليف است «آزادى گرفتنى است»‌يعنى هر انسان آگاه و با شعورى در جامعه بايد با حق آزادى و حدود خودش آشنا باشد و آن را مطالعه كند و بخواهد.

ادب آزادى

و اما آزادى آموختنى است يعنى آزادى آداب و فرهنگى دارد كه بايد آنرا آموخت بدون فرهنگ و ادب آزادى اين نعمت بزرگ براى هيچ كس و هيچ جامعه يى آن چنان كه شايسته است فراهم نخواهد شد اگر در جامعه ادب آزادى وجود نداشته باشد و افراد چگونگى استفاده ى از آن را ندانند مطمئن باشند آزادى را – كه براى يك جامعه ى فعال و كوشا و پيشرو يك ضرورت است – از دست خواهند داد و از نظر اسلام اين براى يك جامعه فاجعه است. آزادى كه از دست برود فاجعه است از نظر اسلام هر نوع استبداد دسته جمعى ديكتاتورى دسته جمعى هم مثل ديگتاتورى فردى است گاهى بدتر هم هست – و اين كه يك نفر بخواهد با راى برخاسته ى از نفسانيات خويش سرنوشتن مردم را به دست بگيرد مردود است و اگر در جائى پيش بيايد فاجعه است اگر ندانيم چگونه بايد با آزادى معامله كنيم و فرهنگ و ادب ازادى را نشناسيم اين طورى خواهد شد عده يى مى خواهند اين طورى بشود. عده يى مى خواهند با آشنا نبودن ما با فرهنگ ازادى هرج و مرج به وجود بياورند تا مردم تشنه يك استبداد قدرتمند بشوند. در بعضى از جوامع كار هرج و مرج و اغتشاش و بى انتظامى و بى انضباطى به جايى مى رسد كه مردم ارزو مى كنند كاش آدم مستبد و قلدرى بيايد و نظم را برقرار كند عده يى مى خواهند كار اين امعه را به آن جا بكشانند به قدرى از آزادى بد و غلط استفاده كنند و غير متعهدانه با افكار و احساسات و ايمان و با دلبستگيهاى مردم و نياز هاى بازى كنند تا جامعه را به خروش بياورند اينها دشمنان آزادى اند.

آزادى عليه آزادى

ازادى را نبايد بدنام كرد از آزادى نبايد دشنه يى ساخت و سينه ى حافظان آزادى را هدف قرار داد با آزادى نبايد بازى كرد آن كسانى كه نام آزادى را مى آورند ولى به فرهنگ ازادى مطلقاً پايبند و متعهد نيستند بعد آزادى ضربه مى زنند، اينها طرفدار آزادى نيستند اينها به ازادى خيانت مى كنند آزادى نبايد وسيله قانون شكنى و تيشه زدن به ريشه ى نظام جمهورى اسلامى باشد در ضرق و غرب عالم هيچ نظامى كسانى را كه تيشه بر مى دارند و به ريشه ى آن نطام مى زنند پذيرايى نمى كنند اما جمهورى اسلامى اين كرامت را كرد مدتى طولانى كسانى به نام آزادى با ايمان و دلبستگى هاى مردم هر كار خواستند كردند جمهورى اسلامى هم – حالا به هر دليلى سكوت كرد نظام هم تحمل و به تعبيرى كرامت كرد.

مماشات ممنوع

من به عنوان خدمتگزار شما و برادر مجموعه ى جمع حاضر و به عنوان كسى كه دلبسته و علاقه مند به حيثيت شماست و محموعه دانشجو ها را دوست مى دارد به شما عرض بكنم جمهورى اسلامى و مسئولان آن بعد از اين نه حق دارند و نه تصميم دارند كه در مقابل كسانى كه مى خواهند با شعار آزادى عليه منافع مردم عليه خود آزادى و عليه سرنوشت اين ملت اقدام و حركت كنند مماشات بكنند (تكبير حضار)

در محافل خودشان نشستند و گفتند ما مى خواهيم بر اندازى قانون كنيم!‌ چيز عجيبى است! ما چيزى به اسم براندازى قانونى نمى شناسيم هر حركت و تلاشى كه به قصد براندازى صورت بگيرد شروع به محاربه است؛ حكم محارب هم در اسلام معلوم است.

اين مخصوص ما هم نيست ما كه اين همه دشمن و معاند داريم و اين گونه در دنيا محاصره ى اقتصادى و تبليغاتى شده اسم بايد بيشتر به فكر باشيم اما ديگران هم همين طور فكر مى كنند.

انقلابى مثبت و منفى

ما از اول انقلاب دو گونه انقلابى داشتيم و انقلابيون ما دو نوع نقش ايفا كردند بعضى از انقلابيون انقلابيون مثبت بودن بعضى از انقلابيون هم انقلابيون منفى بودند در اوايل انقلاب اسلامى انقلابى منفى به آن انقلاب يى مى گفتيم كه از مدان كار و تلاش و حرذكت آن جايى كه دردسرى داشت عقب مى كشيد انقلابى بود اما انقلابى وجاهت طلب و راحت خواه انقلابى اى كه مى گفت من مبارزه ام را قبل از انقلاب كرده ام حال ديگر مى خواهم احترام بشود بنابراين چنين كسانى به ميدان خطر و دردسر و آن جايى كه چهارنفرآدم از انسان گله مند نمى شوند وارد نمى شدند.

يك عده هم انقلابى مثبت بودند حاظر بودند آبرويشان را هم خرج بكند با همه ى وجود حاضر بودند اگر جبهه بود يك طور اگر دانشگاه بود يك طور اگر دانشگاه بود يك طول اگر ميدان فرهنگى يا سياسى بود وارد ميدان مى شدند انقلابى منفى خودش را از كار كنار مى گيرد اما اگر يك وقت كارى هم به دستش افتاد مثل آدمهايى كه هيچ كارى در دستشان نيست حالت منفى باقى و شكل اپوزيسيون به خودش مى گيرد كانه در هيچ كارى مسئوليت ندارد! انقلابى مثبت حتى اگر هيچ كاره هم باشد خودش را مسئول ترين افراد مى داند و وارد ميدان مى شود.

جوانان ما بى نظيرند.

منمى خواهم به شما عرض كنم عزيزان من! جوانها انقلابى مثبت باشيد دانشگاه بايد انقلابيون مثبت پرورش بدهد اين ملت و اين تاريخ به شما نياز دارد بايد خودتان را آماده كنيد اگر شما در ميدانى باشيد اين كشور آينده ى بسيار درخشانى در انتظارش هست اما امروز از هر لحاظ در دنيا بى نظيريم از لحاظ بعضى از امتيازات هم كم نظيريم ما از لحاظ موقعيت سوق الجيشى از لحاظ ارتباط و اتصال اين دو بخش عالم و از لحاظ وقوع در منطقه اى كه از لحاظ اقليمى داراى شرايط بسيار متنوعى است و براى انواع و اقسام كار آماده است جزو كشور هاى كم نظيريم از لحاظ بعضى از منابع گوناگون زير زمينى در دنيا بى نظيريم نفت و گاز و امثال اين منابع از يك طرف منبع نيروى انسانى از طرف ديگر ما اين همه جوان داريم آن هم نه جوان گيچ بى استعداد نه جوار با استعداد و هوشيار و آگاه است.

آينده درخشان

اگر ملت و دولت با همكارى هم با اميد به آينده با اتحاد و همدلى با دور ريختن بعضى از حرفهايى كه دشمن مى خواهد بزور در مغز اين ملت تزريق كد وارد ميدان بشوند – كما اين كه الحمد الله وارد ميدان هستند – و تلاششان را منسجم تر كنند شما بدانيد در آينده ى نه چندان دورى – كه شما قطعا آن آينده را خواهيد ديد – كشور ما به اوج اعتلاء خواهد رسيد اين حق و سهم ما از امكانات بشرى دنياست ما استعداد داريم ما تاريخ داريم ما در قرن چهارم هجرى – يعنى قرن دهم ميلادى – دوران شكوفايى داشتيم مى دانيد كه قرن دهم ميلادى تقريباً قرن‌آغاز قرون وسطاى معروف اروپاست كه شش هفت قرن هم طول كشيده است البته قرون وسطى از قرن دهم هم شروع نشده است قبل از آن شروع شده بود.

قرن ظلمت اروپا نورانيت اسلام

اما قرن دهم اوج تاريكى اروپاست مى دانيد قرن دهم ميلادى و قرن چهارم هجرى در ايران شما و در محيط اسلامى چه خبر بود؟ قرن چهارم هجرى قرن شكوفايى علم و فلسه در كشور شما و در دنياى اسلام است قرن ابن سينا قرن فارابى قرن رازى قرن حكماى بزرگ الهى قرن شخصيت هايى كه بعضى از آثار علمى آنها دنيا را نتا همين روز هايى كه من و شما داريم زندگى مى كنيم هنوز در تسخير خود دارد امروز ايران بلاشك از دورانى كه ابن سينا و فارابى و خورازمى و رازى و شيخ طوسى و ساير دانشمندان را پرواراند براى پرورش چنين شخصيت هاى بزرگى به مراتب آماده تر است چرا نمى خواهند بگذارند؟ اگر آنها نمى خواهند بگذارند چرا من و شما تسليم بشويم؟

چرا من و شما مثل ميل آنها عمل كنيم؟ چرا بايد جوان يا سياستمدار يا فرهنگى ايرانى درست همان كارى را كند كه طراحان سياسى آمريكا و صهيونيست ها و ديگران براى تسلط مجدد خودشان بر ايران به آن احتياج دارند؟! اين ننگ است !‌هيچ كس هم نفهمد در دل خودمان ننگ است.

محصول دانشگاه

بايد محصول دانشگاه هاى ما انقلابى مثبت، انقلابى فعال، انقلابى مسئول، اتنقلابى متعهد و اميدوار باشد كه من اميدوارم چنين هم باشد من به محيط دانشگاه ها كه نگاه مى كنم جمله همين محيط اين دانشگاه عزيز – همين را مشاهده مى كنم.

دانشجويان ممتاز

نكته ى آخر مربوط به دانشجويان المپيادى و دانشجويان برجسته ى علمى است كه در اين دانشگاه و بعضى دانشگاه هاى ديگر هستند من دو نكته را راجع به اينها بگويم: نكته ى اول اين است كه دولت و مسئولان بايد قدر اينها را بدانند و برايشان امكانات فراهم كنند برجسته هاى ذهنى و فكرى فقط هم آنها نيستند كه دولت و مسئولان بايد قدر اينها را بدانند و برايشان امكانات فراهم كنند برجسته هاى ذهنى و فكرى فقط هم آنها نيستند در مين دانشجويان و اساتيد جوان و غير جوان افراد زادى داريم كه اين گونه اند – كه در امتحان ها و تجربه ها و مسابقه هاى گوناگون اين برجستگى كاملاً اشكار شده است دولت بايد قدر اينها را بداند و وسايل را براى پيشرفت علمى اينها را فراهم بكند تا نيازى احساس نكنند كه از محيط خودشان دور بشوند.

نكته ى دوم اين است كه خود آنها اين ضريب هوشى حافظه و استعدادشان را ملى بدانند اينها ثروت هاى ملى است ثروت هاى شخصى كه نيست از آن براى كشور و ملت و خانواده شان استفده كنند اينها امانت و سرمايه خداداد است ملك خصوصى نيست نگويند دولت به ما نرسيد اگر هم دولت نرسيده باشد اين عذر نمى شود اين را گفتم تا اين جوان هاى خوبى كه ان شاء الله پانزده سال بيست سال ديگر چهره هاى علمى برجسته يى خواهند شد حرف امروز ما يادشان باشد.

عنوان : جنبش نرم افزارى چرا و چگونه؟
صاحب اثر : مقام معظم رهبري
تاريخ : 1382/01/01

منبع :

برگرفته از:

ويژه نامه جنبش نرم افزارى نهاد مقام معظم رهبرى دردانشگاه تبريز - شماره ۱

(http://www.danaee.com)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 18:43  توسط دانش پژوه  |