تبليغاتX
جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی - خلاصه سخنرانی دکتر رجبی در افتتاحیه ی همایش " صراط حمید"

جنبش نرم افزاری و تولیدعلم و آزاداندیشی

فریاد درد زمانه بازگشت به اسلام

ضرورت زمانه آگاهی چاپ ارسال به دوست
  از جمله موضوعاتی که از دیر باز مورد توجه اذهان بوده است، مسئله شرق و غرب است که می توان آن را در سه حوزه معنایی بررسی نمود:

1.       حوزه معنوی

2.       حوزه سیاسی

3.       حوزه فرهنگی

 

حوزه معنوی:

 در گذشته های دور منظور از غرب، غروب خورشید حقیقت بوده است و در مقابل ، جایی که خورشید حقیقت طلوع می کند شرق است و تفکرات متاثر از آن را تفکرات اشراقی می نامیده اند. یعنی منور شده به نوری که به افکار حقیقت می بخشید، ماورای استدلال و به تعبیر فلسفی منور به نور علم حضوری. و از غرب به جهل و بی خبری تعبیر می گشته است.آیات ابتدای جزء سوم قران کریم ( فراز آخر آیة الکرسی) نیز موید این معناست.

 حوزه  سیاسی :

کشورهایی که تشکیل دهنده بلوک سرمایه داری جهانی بودند را غرب نامیده اند. در مقابل جبهه سوسیالیسم  قرار داشت که آن را شرق می نامیدند. غرب در مبنای سیاسی حوزه جغرافیایی خاصی ندارد و برای مثال کشوری در منتهی الیه غرب چون کوبا در جبهه شرق سیاسی و کشوری شرقی چون ژاپن در جبهه غرب سیاسی می گنجند. چون روح و تفکر سرمایه داری و یا سوسیالیستی بر آن ها حاکم بوده است.

 

حوزه فرهنگی:

مرحوم سید احمد فردید برای اولین بار  مفهوم  غرب فرهنگی را به غرب زدگی تعبیر نمود. غرب فرهنگی جریان فکری یکسانی  است که هم بر سرمایه داری حاکم است و هم بر سوسیالیسم چرا که آبشخور فکری و غایت عملی هر دو یکی و همان  غرب است.

پس مشاهده گردید که غرب و شرق یک مفهوم جعرافیایی نیست.

خاستگاه معرفتی غرب:

خداوند وجود انسان را طوری آفریده که وجهی غربی و وجهی دیگر شرقی است. در قران کریم نیز چنین آمده است:

 

"ونفس و ما سواها * فالهمها فجورها و نقویها" ( شمس 7و8)

قسم به نفس و آنکه او را نیکو آفرید و به او خیر و شر را الهام نمود.

در کتب عرفانی نیمه تاریک وجود ما همان نفس اماره غرب وجود ما معرفی شده است که میل به غرایز دارد و وجه حیوانی نیز آن را نامیده اند. انسان در کشاکش یان دو وجه است و باید از این دو یکی را انتخاب نماید. و در حالت کلی همین حالت بر جوامع هم حاکم است و جوامع به طور کلی یا شرق را انتخاب می کنند و یا غرب را.

آنچه در شرق جغرافیایی قدیم قرار گرفته، فرهنگ و تمدنی است که داعیه دار عقل اشراقی بوده است.چین، هند، ایران. فرهنگ حاکم بر آنها وحیانی و متمایل به عالم غیب بوده است و بیشتر به مسائل روحی و غیر غریزی می اندیشیده اند. اما در غرب به گونه ای دیگر بوده است. روم ، یونان که البته از مقطع تاریخی 2500 سال قبل به این طرف  را مد نظر داریم.

چینی ها باروت را اختراع کردند و از آن جز برای جشن ها استفاده نکردند اما از وقتی که باروت به دست بشر غربی افتاد توپ و تفنگ نیز اختراع گردید.این به خاطر تفاوت نگاه شرقی که مسالمت آمیز است با نگاه تخریب گر غربی است.چرا که در غرب نه کتابی بود و نه پیامبری و فقط غریزه حاکم بود، البته پیامبرانی داشته ایم اما هیچگاه " امت " پیدا نکردند. حتی در مقایسه هنر باستانی ایران و یونان هم این مسئله قابل مقایسه است و این تفاوت نگاه کاملا مشهود است.

به تبع این دو نگاه ارزش های مثبت و منفی نیز تغیر می کند. البته در کشور ما تلقی اینگونه است که ارزش و ضد ارزش داریم و آنچه در غرب می گذرد حاکمیت ضد ارزش هاست در حالیکه این تلقی غلط است . آنچه در غرب حاکم است دقیقا ارزش هایی است که بشر غربی برایش مهم است.  ارزش هایی که برای منفی است برای بشر غربی مثبت و بلکه ازضروریات است.

متاسفانه یکی از نقاط ضعف ما این است که زشتی های غرب را درست نشان نمی دهیم. گاهی از سر شرم و حیاهای بی مورد و گاهی هم از ترس اتهام به بدبینی انقلابی. تناقضات عمیق ارزش های غربی و ارزشهای شرقی را به درستس برای مردم و جوانانمان بیان نکرده ایم.

 

" کل یعمل علی شاکلته" هر انسان بر اساس شاکله اش عمل می کند یعنی آن چیزی که که ذهنش را ساخته است. فرهنگ غربی که در تاریخ به نام غرب رقم خورده است و. دکتر احمد فردید تاثیر ما از آن را غرب زدگی(= غرب گزیدگی) نا میده است، فرهنگی است که به ماوراء فکر نمی کند. هرچه هست همین بشر است که در مرکز دایره قرار گرفته است.همه چیز از او آغاز و به او ختم می شود.معیار انتخاب انسان است. تحت تاثیر این نوع تلقی همه ابعاد جامعه اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ... تغییر می کند و نیز به همین صورت نوع تعامل  با انسان های دیگر که چگونه می توان از دیگران بیشترین بهره را برد.حال به هر طریقی که ممکن باشد.

و با کمال تاسف سرخوردگی از فرهنگ و تمدن خودی در برابر تمدن غرب بر کشور ما حاکم گشته است.

حال ما باید به دنبال فرهنگ غالب و حاکم خود بگردیم.آنچه که ما با ذکر الل اکبر آغاز کرده ایم و آن همان حاکمیت دوباره خداوند است. پس لازم و ضروری است که زمان و مکان امروز خود را به خوبی بشناسبم و به دیگران بشناسانیم.چرا که اینک جهان در تاریکی وافول تمدن غرب، طلوع دوباره خدامحوری را به نظاره نشسته است. 
منبع: سایت علم و دین
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 6:36  توسط دانش پژوه  |